قصه ی منم اینه !
می دونی ، دلم از خیلیا گرفته نگفتنش سخته هر چند گفتنش سخت تره ولی بزار بگم از اول قصه ای که حتی شروع نشده مثل اینکه دوباره دلم گرفته از وصله ای که میزنم به ، قلب خسته ای که از بس ، شکسته نداره حس دیگه جز ، درد ، جز زمستون سرد تو قلبم ، نبوده فصل دیگه میگم به خودم زندگی بسته دیگه نگو بهم شاد باش ، بخند ، به غم که من ، دارم به خنده حس کینه نگو بیا سختی رو فراموش کن که جز دست رد ، نمیزنم دست دیگه دلم پره ولی جلوتون سکوت میکنم تو دلم میگم آره ، ولی خیلی دیره وقتی چیزی واسه گفتن نذاشتن رکورد غم دستمه ، تمومه قصه اینه فقط یه بار زنده ایم ، ولی صد بار میمیریم یه بار زنده ایم ولی جز سختی چیزی نمیبینیم اگه دنیا قشنگ بود ، چرا من موقع تولد باید میگریستم با زجر یا با تنفر نگو قشنگه اگه بخوام که خواستم نشد از نصیحت دست داد بهم حاله تهوع همه لالایی بلدن و کسی خوابش نمیبره چون حسی به لالایی شون ندارن یه روز تو هم به حرفم میرسی حقیقت اینه آینده ای نیس الان تو آینده ام با چشای خیس به گذشته فکر میکنم و حسرت میگیره وجودمو ، میگم پس من پیشرفتی نداشتم ، زنده مُردم من فقط زجر کشیدم ضمن مُردن جلوت یه جونور و زنده خوردن خنک نمیکنه دل سوختمو صفر مطلق واست حرفام ، مثل طعمه است داستانمو میگم ، تو قصه کن پس یا لالایی واسه جوونه دپرس محرض آزمایش حرفام مفته ولی یه تست گُندست
می دونی ، دلم از خیلیا گرفته
نگفتنش سخته
هر چند گفتنش سخت تره
ولی
بزار بگم از اول قصه ای که
حتی شروع نشده مثل اینکه
دوباره دلم گرفته از وصله ای که
میزنم به ، قلب خسته ای که
از بس ، شکسته نداره حس دیگه
جز ، درد ، جز زمستون سرد
تو قلبم ، نبوده فصل دیگه
میگم به خودم زندگی بسته دیگه
نگو بهم شاد باش ، بخند ، به غم
که من ، دارم به خنده حس کینه
نگو بیا سختی رو فراموش کن
که جز دست رد ، نمیزنم دست دیگه
دلم پره ولی جلوتون سکوت میکنم
تو دلم میگم آره ، ولی خیلی دیره
وقتی چیزی واسه گفتن نذاشتن
رکورد غم دستمه ، تمومه قصه اینه
فقط یه بار زنده ایم ، ولی صد بار میمیریم
یه بار زنده ایم ولی جز سختی چیزی نمیبینیم
اگه دنیا قشنگ بود ، چرا من موقع تولد
باید میگریستم با زجر یا با تنفر
نگو قشنگه اگه بخوام که خواستم نشد
از نصیحت دست داد بهم حاله تهوع
همه لالایی بلدن و کسی
خوابش نمیبره چون حسی
به لالایی شون ندارن
یه روز تو هم به حرفم میرسی
حقیقت اینه آینده ای نیس
الان تو آینده ام با چشای خیس
به گذشته فکر میکنم و حسرت
میگیره وجودمو ، میگم پس من
پیشرفتی نداشتم ، زنده مُردم
من فقط زجر کشیدم ضمن مُردن
جلوت یه جونور و زنده خوردن
خنک نمیکنه دل سوختمو صفر مطلق
واست حرفام ، مثل طعمه است
داستانمو میگم ، تو قصه کن پس
یا لالایی واسه جوونه دپرس محرض
آزمایش حرفام مفته ولی یه تست گُندست
+نوشته شده توسط به ته خط رسیده بخشی از شعرجدید "دوباره " دوباره من ، قلم ، کاغذ با هم دوباره سر، درد ،شب با رپ بازم به صبح میرسونم و سازم می نوازه هر چی درد غم و ماتم باز میخوام ، بگم چشمم خونو بغضه گلوم لباس غم ، به تن دارم از جنس ساتن آدم پاشو فرزنداتو ببین چطور زندگی میکنن که انگار آدم نیستن ذاتا کیلومترها بری جلو نمیبینی سر راهتم یه نصفه آدم برس به دادم به حس آدم بودنه من کمک کن تو رو خدا آدم یه عالم پر دشمن که نکشم نفس راحت خفه است بازم ماه تو حوض آبم هوس زده به سر تو دراز نکن پاتم از گلیمت بیشتر ... +نوشته شده توسط به ته خط رسیده
بخشی از شعرجدید "دوباره "
دوباره من ، قلم ، کاغذ با هم دوباره سر، درد ،شب با رپ بازم به صبح میرسونم و سازم می نوازه هر چی درد غم و ماتم باز میخوام ، بگم چشمم خونو بغضه گلوم لباس غم ، به تن دارم از جنس ساتن آدم پاشو فرزنداتو ببین چطور زندگی میکنن که انگار آدم نیستن ذاتا کیلومترها بری جلو نمیبینی سر راهتم یه نصفه آدم برس به دادم به حس آدم بودنه من کمک کن تو رو خدا آدم یه عالم پر دشمن که نکشم نفس راحت خفه است بازم ماه تو حوض آبم هوس زده به سر تو دراز نکن پاتم از گلیمت بیشتر ...
دوباره من ، قلم ، کاغذ با هم
دوباره سر، درد ،شب با رپ
بازم به صبح میرسونم و سازم
می نوازه هر چی درد غم و ماتم
باز میخوام ، بگم چشمم خونو بغضه گلوم
لباس غم ، به تن دارم از جنس ساتن
آدم پاشو فرزنداتو ببین چطور
زندگی میکنن که انگار آدم نیستن ذاتا
کیلومترها بری جلو نمیبینی سر راهتم
یه نصفه آدم برس به دادم به حس آدم
بودنه من کمک کن تو رو خدا آدم
یه عالم پر دشمن که نکشم نفس راحت
خفه است بازم ماه تو حوض آبم
هوس زده به سر تو دراز نکن پاتم
از گلیمت بیشتر ...
+نوشته شده توسط به ته خط رسیده
طراحي قالب از:
.:nights alone man:.
RSS