تبليغاتX

دل نوشته های کسی که به ته خط رسیده

I aM " D £ a D £ n D "

زندگي يعني شفقت

بي زبان در وادي غم

زندگي يعني رقابت

در كمين بر وادي غم

 

زندگي يعني دويدن

از براي كشتن هم

زندگي يعني همين كه

مرده ام در سادگي ام

 

من كه از گفتن نامت

يا كه از مردن بجايت

از پس رفتن به راهت

از براي غصه هايت

 

نتوانم من برآيم

پس بنام حضرت حق

از براي غصه هايم

من بپايت جان سپارم

 

تا ببيني نتوانم

تا بداني من كه جز تو

هيچ كسي را نميخواهم

در اين دنيا تو را خواهم

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

چه آسان ميتوان از ياد ها رفت

ره يك باره را هم بارها رفت

چه آسان ميتوان در آن سكوت ظلمت شب

سياهي ها،براي حفظ جـــــان ها رفت

چه آسان ميشود ره دشوار عاشقي را

به يك باره به همراه كبوتر بازها رفت

چه آسان ترياد از ياد ها رفت

و در بار دگر باز،باز از ياد ها رفت

چگونه شد از ذهن عزيزان گذشته

براي بار هزارم هم از ياد ها رفت

چگونه شد كه از ياد تو هم همچون بقيه

هر چه كه داشتي و داري از يارها رفت

 

اي عزيز گر تو توانستي ياد ها را ياد كني

مطمئن باش بار ديگر ياد ها را همچو يك باد كني

آنچنان در پس ياد بماني در من

كه در سخت ترين لحظه ي عمرت همچنان مرا ياد كني

 

زندگي در گرو خاطر هاست،خاطره در گرو فاصله هاست ، فاصله تلخ ترين خاطره هاست ...

حكايت جالبي است كه فراموش شوندگان،هيچ گاه فراموش كنندگان را فراموش نميكنند.

.:همه     رفتند   به جز    خاطره  ها:.

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

تمام من تمام من

تمام حرف هاي من

چگونه باز گويم تورا

تمام غصه ها و غم

 

براي با تو بودنم

ترانه هاي با تو ام

عزيز دل چرا مرا

راندي از نزد خود تو هم

 

با تو تمام مي شود

تمام شعرهاي من

چرا كنار تو كنون

غريبه شد تمام من

 

از اين قفس ترانه ها

پر از گداز ميشود

براي با تو بودنم

تنم ترانه ميشود

 

در اين سفر براي تو

پر از دعا ميشود

از اين پس ترانه ها

بنام تو ساز ميشود

 

عزيز دل تمام من

شدي تمام لحظه ام

چرا چنين كردي مرا

هستي در هر ترانه ام

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

اهل كاشانم روزگارم بد نيست

تكه ناني دارم خرده هوشي سر سوزن ذوقي

منم انسانم گر كنم اشتباهي تو ببخش

منم آن كس كه كرده بود گناهي تو ببخش

 

آري پيشه ام نقاشي ست

قفسي ساخته ام بر دل تنگم بخدا

رنگ عشق بر آن زده بودند بعضيا

باغ ما در طرف سايه ي ناداني بود

باغ ما جاي گره خوردن احساس و گياه

جاي برخورد نگاه دل من با هر چه پريشاني بود

 

من به مهماني دنيا رفتم

خسته از راه دراز دانايي

همچنين هرچي كه مي داني

و هر آن چه كه ميخواني

 

چيزها ديدم در روي زمين

كودكي در انبار

قاتلي بي قل و زنجير

و خودم را بي كار

و همه در پي آزادي

در پي آواز يه سار

و گدايي كه ميشد

به پرايدي سوار

 

شهر پيدا بود

رويش هندسي جرم و گناه آنجا بود

دل بي سقف جوان ها چه زياد

و ميان دو درخت ،فاصله ها پيدا بود

 

چرخ گاريچي در حسرت واماندن اسب

اسب در حسرت خوابيدن مرد گاريچي

مرد گاريچي در حسرت مرگ

و منم در حسرت ديدن انساني يه رنگ

 

من همانم كه سعي در يافتن معنايي

براي سكوت يك فرد خواهم

من همانم كه براي همه كس

خوب ها را به توان عددي مرد ميخواهم

و همانم كه براي خودمم

جوابي داغ گرچه سرد ميخواهم

 

اهل ايرانم خود را ارتشي زاده اي ميدانم

و براي حفظ غرورم كاري را كه حتي نتوانم ميخواهم

من چگونه مي آيم به جلو گرچه خود خوب ميدانم

 با غرورم امروز هر چه دارم فردا ز خود ميرانم

 

من كه ميدانم كه هيچ ندانم

گر چه گويم همه چيز را ميدانم

اما...

در كف هجران كسي ميمانم

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

هميشه خسته از روزاي برفي

زندگي مزخرف 5 حرفي

اضافه بودم همه جا بدونين

خسته شدم از واژه هاي صرفي

زندگي داره هميشه سختي

هميشه دنبالمه بد بختي

همه ريشه دارن و من

هيچ وقت نبود نزد من خوشبختي

هميشه بي چاره بودم

صدامم در نيومد تا وقتي

كه ديدم همه كنارم زدن

واسه پيشرفت ندارم هيچ وقتي

 

واسه روزاي گذشته

درداي اين خسته ي محله

واسه دوري از حقيقت

هميشه مرگ راه حله

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

يه ديوونه كم شده

فرقي به حال هيچ كسي

نداره خوب ميدونه

در اومده از دلواپسي

 

براي غصه هاشم

مرگ شده مرهم  درد

واسه ي بي كسي هاش

مرد و شدش بدون درد

 

حالا اون پيش خداست

تو جهنم واسه جنگ

جنگ با زندگي رو

برده حالا بي دنگ و فنگ

 

همه ي اطرافيان شكه شدن

ميخوان كه گريه كنن

اما همه بي غصه ان

هيچ كسي غصه نخورد براي من

 

خدا جون منو ببخش خسته بودم

از همه من بخدا جسته بودم

هميشه از غصه ها رسته بودم

دلمو با غصه ها شسته بودم

 

كاش يه نفر گوش ميكرد حرف دلم

ولي هرگز كسي  نشنيد درد دلم

مادرم جوونشو از دست داده

ولي حتي اين خدا خسته شده از اين دلم

 

آدما بسته ديگه اشك دروغين بسه

تنها راه من اينه شايد دواي هر كسه

ميرم و ميميرم و زندگي رو شكست ميدم

شايد اين دلم مثل خار و خسه

 

مادري دارم بهتر از برگ درخت

دوستاني بهتر از آب روان

شكر خدا از اين همه ذوق دلم

ولي من بدم اگه ميگذرم از همه چي حتي از آن

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

حالا چند تا چيز و مورد بررسي قرار ميدم

اگه موافقي باهام باشه ادامه ميدم

چرا سن استعمال سيگار رسيده زير راهنمايي

سقط جنين تو دبيرستانا شده يه كار ابتدايي

 

از مدارس راهنمايي نمونه دولتي در مياد كلي مواد

مشكل از خونواده ها نيست مشكل و بعد ميگم برات

گوش كن ادامه حرفام اگه حقيقت نداشت

حرفامو فراموش كن، نشه سر درد برات

 

چرا بايد يه جوون به اصطلاح آريايي

بيوفته تو فكر يه كار ضد آسماني

ميگه خودمو ميكشم و نميبينم اين زمون و

آخه جوونه، داره غيرت هر ايراني

 

نميتونه بشينه و ببينه مقرب

به پونزده سال تحصيل كنار معلم نامجرب

 آخر آيندش نميشه بهتر از باباش

ميشينه غصه ميخوره كه اي كاش

 

اونم داشت يه پارتي كت و كلفت تو دستاش

ولي نداره حتي يه فاميل كه بشينه باهاش

درد دل كنه، خوب ميدونه كه كاش

رو كاشتن آب دادن هيچي در نيومد بجاش

 

آخه دبيرستاناي دخترونه و پسرونه

كنار هم، تو دين اسلام، مثل نوبر ميمونه

اگه هستي ضد روابطه دختر پسرونه

پس چيه قضيه ي اين اعمال تمسخر گونه؟

 

مشكل از بالا آب ميخوره

جوونا رو با جنس مخالف

مسنارو با تورم مضاعف

كردن مشغول با همه جور مشكل نا متعارف

 

پول ملت و ميكشن بالا

مثل ليوان پر از آب بابا

چشماتو وا كن به خدا

خسته شدم از اين نامرديا

 

يه مشكل ديگه هست تو خون ماها

تورم كه ميره اون بالا

چرا ميزان خريد مردم ميره بالا؟

تا تورم هي بيشتر بره بالا؟

 

اگه از گروني بنزين مينالين

واسه اعتراض چرا آتيش ميزنين

همين بنزين كه همه جون ميدين

واسه داشتنش، حتي شايد چند برابر پول ميدين

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

گيرم كه در ذهن تو مرده ام

گيرم كه كه حتي در خاطر خود هم

خود را بخاك سپرده ام

گيرم كه ميداني گيرم كه نمي ماني

گيرم كه مرا از خود براني

با خاطره هايت چه ميكني؟

گر پرنده باشم،گر پرنده باشي

گر پر پرواز را گرفته باشي

حتي گر سرم بريده باشي

گر چون گرگ دريده باشي

گر چون پيري شوريده باشي

با عشق من در اين زمانه چه ميكني؟

 

تمام حس مرا با خود

با غنايم بردي

تمام عشق مرا با خود

با علايق بردي

ميان آن شب گردان

به اسارتم بردي

چگونه من تو را گويم

كه من تو را خواهم؟

چگونه تو مرا بيني

كه من تو را خواهم؟

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

باز باران بي ترانه

با تمام خاطرات عاشقانه

يادم آمد روز برفي

خستگي بر بوم برفي

يادم آمد كودكانه

من به تو ابراز كردم عاشقانه

تو ز من دور گشتي بي بهانه

من مبتلا گشتم به تو در اين زمانه

تو به من نارو زدي رفتي ز خانه

دل تو را دور ميبيند كنون چه بي بهانه

مرد دل تنها شده خيلي بيماره

آخه از وقتي كه رفتي دنيام بهار نداره

سبزي فصل بهار رو

با سردي فصل زمستون

جاشونو عوض كردن

اين دلم آروم نداره

خسته از روزاي برفي

ديگه با تو ندارم هيچ حرفي

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

دلم ميخواهد امشب بگويم حرف دل را

ولي هرگز نگويم تا كه نبينم او را

براي تو بميرم الهي تا جوانيم

نبيني رنگ غصه عزيزم تا نرانديم

 

چگونه درد دل را براي تو بگويم

آخر يكي دوتا نيست حرف دل را نگويم

براي آرزوهايت هر شب دعا بخوانم

اگرتنها دعايت مرگ من است ، بميرم

 

دردم را با كه گويم با تو كه نيستي پيشم

هرگز دعا نكردم كه تو بماني پيشم

كاش تو جوان بماني جاي تو پير ميشم

الهي در جواني بشي غمخوار ريشم

 

غم ريشه كرده در دل

ملالي نيست در دل

به جز دوريه تو عزيز من

غصه ندارم من در دل

 

آخه چقدر بيكسي براي تو كشيدم

بيا بمون كنارم تا كمتر زجر كشيدم

دلم خشكيده ديگر خسته و بي طاقت است

تو را ميخواهد و ديگر به ته خط رسيدم

 

من امشب را تا سحر برايت جان دارم

گر تو بماني پيشم من پر و بال دارم

قبل سحر منم كه بپاي تو بسوزم

بيا بمون كنارم تا هنوز جان دارم

 

من نخواهم بيايي بر سر قبر من تو

كاش بياي پيشم قبل سحر يار تو

از الان تا سحر منتظرم چشم به در

چشم به در سوخته ام در كف رخسار تو

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

خيلي وقته كه دلم براي تو تنگه گلم

هر چي غصه است توي دنيا ريخته تو تُنگ دلم

 

ياد حرفامون مي افتم اين دلم داره ميبينه

آخه تا كي غم و غصه،اين دل عاقبت ميميره

 

آخه من اشكي نريختم وقتي رفتي از كنارم

هنوزم ميگم عزیزم از دوريت هر شب مي بارم

 

آخه من چكار كنم وقتي دلت با ديگريست

يادته گفتي بهم دلت عاشق پيشه نيست

 

من بياد تو هميشه راه ميرم به زير بارون

هميشه دارم ميبارم زير شمدوني و ناودون

 

چي ميشد اگه دوباره ميديدمت زير بارون

ولي هم تو اينجا نيستي هم كه قهره بام خدامون

 

ياد روزي كه با هم بوديم زير درخت نار

ياد اون روزي كه رفتيم توي اون باغ انار

 

 اي گلم تنگ دلم واسه اون چشماي ناز

يا كه تو برگرد دوباره يا كه يا كه كمتر بنواز

 

صداي سازت هنوزم توي اين دالون ميپيچه

هنوزم دالون قلبم پيش چشماي تو هيچه

 

اين دلم هنوز به دنبال صداته

هنوزم هر جا كه ميرم چشم دنبال چشاته

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

غصه ام از این نیست که منو دوستم نداره

غم دنیا تو دلم چون این دلو تنها میذاره

میگه فراموشش کنم اما نمیدونم چرا

اسمشو از رو لبم بر نمیداره

منو دیوونه کرده با ناز و ادا و بازیاش

جون من به لب رسید دست از سرم بر نمیداره

اگه عروسکت بودم بازی با من مزه میداد

حتما دیگه تموم شدم منو یه گوشه ای تنها میذاره

 

مگه اشکامو ندیدی که به پای تو میریختن

من برای تو میمردم واسه دوریت اشک میریختم

اگه تو دوستم نداشتی اون عروسک بازی چی بود

چی شدش که دونه دونه ازنگاه تو میریختم

 

هنوزم وقت داری بیا بگو دوستم داری

یادته لحظه ای که از خاطره هاش مونده برای یادگاری

من اگه پیر بشمم تو برام موندگاری

یادته میگفتی که تو با من سازگاری

تو منو دوستم نداری نفرین نمیکنم برو

من که میمیرم برات تا ابد دوست دارم تو رو

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

دوستت دارم

تویی آره تویی گل بهارم

گل نازم

بیا تو دنیا رو با چشمای نازت بسازم

صدات قشنگه

صدات بهترین لحنه برای آوازم

تنهات نمیذارم

چون با تو تو اوج پروازم

عشق من

هیچ کی دوستت نداره تو دنیا مثله من

حس من

چشمای نازت کافیه واسه من

دستتو

بده یه بار توی دسته من

تنهام نذاری

تویی که هستی همه کسه من

زلفت رو

نمیدم من به یه دنیا

چشماتو

عوض نمیکنم من با آسمونا

دستامو

ول نکنی یهو تو دریا

بمون عشقم

تا منو تو با هم بشیم ما

تنهام من

رفتی و گذاشتی یه نامه برا من

میمیرم

با دوریه تو حتی من

عزیزم

می سازم با اشکام یه دریا من

جون میدم

تو اقیانوس غم هام من

بانویم

از عشق تو برای تو میخونم

میخوامت

از ته قلب اینو میدونم

بیای پیشم

تا عمر دارم پیشت میمونم

نباشی

همه رو از پیشم می رونم

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

از همان روزي كه دست حضرت قابيل

گشت آلوده به خون حضرت هابيل

از همان روزي كه فرزندان آدم

صدر پيغام آوران حضرت باري تعالي

زهر تلخ دشمني در خونشان جوشيد

آدميت مرده بود ، گر چه آدم زنده بود

 

هي آدم پاشو بشين

چشماتو رو دنيا واكن ببين

بيكار نشين زانو هاتو بغل نكن

پاشو و دورو برت و خوب ببين

دنيا رو طمع بر داشته

هميشه بده خوبه رو كشته

همه خوبيارو با خودش برده

و از همه خوبيا يه خاطره گذاشته

زندگي شده مساوي با بقاي نسل

از هابيل و قابيل قتلشون بياد مونده و بس

زندگي مردم شده نگاه و هوس

هر كيو ميبيني داره خنجر خيانت به دست

خدا گفت بخوريد و بياشاميد از خوبي ها

نگفت مساوي كنيد پاكي و با نا پاكي ها

آره گفت درس بگيريد از گذشته ها

ولي نگفت خطاشونو بكنيم سر لوحه ي همه كارا

 

از همان روزي كه يوسف را برادر ها به چاه انداختند

از همان روزي كه با شلاق و خون ديوار چين را ساختند

آدميت ميرده بود گرچه آدم زنده بود

 

خدا باز به تو ميگم من حرف دلو

باز اينا به زور بردن حرف و جلو

ظلم ستم كاش بود يكي

هي ايراني كاش تو هم مثل من حرفتو به خدا بگي

قدیما ظالم يكي بود هي عوض ميشد

كاش بازم مثل قديما ميشد

حتي خودمونم داريم به خودمون ظلم ميكنيم

كاش اين هواي آلوده و طوفاني عوض ميشد

از هر گندمي كه بكاري ۷۰ تا ديگه در مياد

ولي از يه تخم ۷ ميليارد تا در اومد

آره تخم تخم آدم بود

آدم كه زياد شد خونش ارزون تر از يه مشت خاك شد

ميگم حرف دلم رو رك

بسته واسه بيخيالي از دنيا زدن به سيگار مواد پك

پاشو و اعتراض كن به همه ي دنيا

چشماتو ديگه نبند رو همه چيز و بگو مثل من حرفاتو رك

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

من شبا گريم نمي آد

صبح ها به جاش زار ميزنم

حرفمو مثل ديوونه

به در و ديوار ميزنم

نگو جدا شيم ميدونم

بدون تو نميتونم

از غم چشمات عزيزم

شب تا سحر شعر ميخونم

اون حرفا كه بهم زدي

تا ابد تو گوش منه

اون جمله ي آخريه

هي زير گوشم ميزنه

نفرين نميكنم برو

هي بگو دوستش ندارم

تو خودتم گول ميزني

اگه نخواي من چيكارم؟

برو به عشقت ميرسي

خدا تورو دوستت داره

مگه نديدي تا آبد

اين ديوونه چشم به دره

دنياي بي وفاييه

ميگن كه كار خداييه

محبتم بي ارزشه

عشق چيز بي بهاييه

نميدونم نميدونم چكار كنم با غم تو

چشماي من بهاريه

از غم دوريت چه كنم؟

جات توي اين دل خاليه

حرف دل و با من زدي

نفهميدم چه جوريه

ولي ميدونم تو چشات

برق يه جور شلوغيه

تو كه نبودي يار من

چرا نشستي تو دلم

يا منو انتخاب بكن

يا اينكه امشب ميميرم

من شبا گريم نمي آد

صبح ها به جاش زار ميزنم

حرفمو مثل ديوونه

به در و ديوار ميزنم

نگو جدا شيم ميدونم

بدون تو نميتونم

از غم چشمات عزيزم

شب تا سحر شعر ميخونم

تموم كن اين رابطه رو

شيشه ي عمرم دست تو

بزن زمين تموم بشه

عمر كسي كه شده بود عاشق تو

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

حقايق تلخ ولي من

ميگم بعضياشونو براي تو

مينويسم حرف دلمو من

واسه خيليا حتي واسه تو

هيچ كي سر جاش كار نميكنه

مهندس داره مسافر كشي ميكنه

دكترا داره طرف ولي خودكشي ميكنه

چون پارتي نيست طرف ميره باركشي ميكنه

ديگه حتي به دوستان نميشه اعتماد كرد

همه فكر چي ان؟ فكر قدرت

ديگه حتي با دونستن اسم ايميلت

ميخواد نشون بده به همه قدرت

"نميدونم علم روز پيرفت كرده يا دنياي نامردا بزرگتر شده؟"

آينه ديگه حقايقو نشون نميده

گل فروش ديگه گل شقايق بيرون نميده

زرگر ديگه عقيق نگه نميداره

مامور ديگه به يه لات آشغال گير نميده

آدم اينو يه روز ميبينه

تو فكر فرو ميره و ميشينه

از حرص اين بد بختيا

يه دل پر ميرينه

عزيزم اينارو تو هم يه روز ميبيني

ميشيني از حرص ميريني

ديگه آدم نمونده تو دنيا

همه خوبا رو برده اون بالا پيش خودش خدا

آره دل من پره از اين آدما

همين آدما كه حرف ميزنن از خدا

خسته شدم ديگه اي بابا

از زندگي بين اين آشغالا

هي رفيق منو ببين

بيخيال دنيا نشين نرين

روي انگشترا هست هنوز نگين

حرفاي دلمو جاي ديگه اي نگين


عاشق نبودي عاشقت كردم

تو فكر نبودي مشغولت كردم

تو كه دوست نداشتي مجبورت كردم

ليلي نموندي مجنونت كردم

گفتي باهام ميسازي سوختم و ساختم

هر چي رو كه گفتي حتي زندگي مو باختم

تو كه نميگي ولي من باز هم

گفتم دوستت دارمو بازيو باختم

كيش و ماتم كردي و برنده بودي

دل تنها و غريبم و تنهايي ربودي

اونكه دوستش داشتم اندازه ي دنيا

تو بودي تو بودي تو بودي

صحبت نكن با غريبه منو تنها نذار

اگه تو بري تا ابد ميكشم انتظار

من يه خواهش دارم تو بزار

بگم عاشقتم بريم مهمون من نهار

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

تو خيابونا قدم زدم

با خودم خيلي حرف زدم

دنيا رو من به هم زدم

عشقم من كه نارو نزدم


خاطره چيزه قشنگيه

به خاطره اينكه رنگيه

عشق من خودش ميدونه

دل آدما جنسش سنگيه

دوتا روخيم تو يه بدن

عشق من حرف دلت رو بزن

بگو كه ميموني كنار من

كي فدات ميشه؟ ميدوني كه من

ميدم همه چيزمو به پاي تو

شيشه ي عمر هست دست تو

اگه بشكونيش من ميميرم

پس قلبمو ميدم من دست تو


نم نم بارون بود

توي خيابون بود

چشمام تورو ديد

برق از سر پريد

خيلي وقته كه نديدمت

دلم برات تنگه

نميدونم چرا دلت

جنسش از سنگه

بيا بهام بمون

قصه ي عشق و برام بخون

ولي اينو بدون

وقتي كه نيستي پيشم زندگي هستش حروم


ساعت ۸ يادت هست؟

قرار ميذاشتيم با هم

ميرفتيم تو خيابونا

كلاس ميذاشتيم با هم

گفتي ديگه زنگ نزن

اين يعني قهريم با هم؟

گفتي دلت شكستست

مگه آدم نيستيم ما هم؟

هر چي كه خواستي به پات ميذارم

بمون كنارم گل انارم

تنهايي سخته دارم ميبارم

تو جون بخواهي خودم ميارم

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

من از تو دورم ولي چرا

دلم تنگه ولي چرا

نميدونم چرا

چرا ، كه چون معني نداره

چرا؟

جرا كه چون جايي نداره

***

پرنده اي از كنج قفس نگاه به ديوار ميكنه

دل منم از چشم تو نگاه به دنيا ميكنه

يه قناري از تو بيرون داره فرياد ميكنه

كه شايد ذهنم و آزاد از اين دنيا بكنه

چه كنم زندون قلبم و كه كليدي نداره

كليدش رو دزديدي

راه فراري نداره

تك و تنها تو دلم به خودت فكر ميكنم

كه ديگه بدون تو آزادي معنا نداره

ميخوام يه شعري بخونم

كه بدوني بيادتم

كه بدوني من عاشق

لحظه ي خنده هاتم

عاشق اون چشماي ناز

عاشق اون موهاي باز

عاشق اون ترانه ي هميشه رو لباتم

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

من زمين خاكيم و

خشك و خالي

بي علف بي جونور

بدون آبي

اين منم كوير بي برگ

تو ولي جنگل زيبا

تو همون پرننده بودي

كه تو ذهنم كردي رويا

من برا تو مينويسم

تو همون جنگل و دريا

من همون مجنون بد بخت

تو همون ليلي زيبا

امان از اين روزگار

كه منو و كرد از تو جدا

من تورو ديگه نديدم

تو برام شدي يه فردا

صداي زنگ خونه بلند شد

برم ببينم كيه

به هواي بودن تو

اين دلم اينجا ميميره

تو جواب نامه هامو

چرا هرگز ننوشتي

شيد رفتي اون بالا

شايدم شدي بهشتي

نامه داره تموم ميشه

بي مزه و حروم ميشه

زندگيمم بدون تو

داگه داره حروم ميشه

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

وقتي كه تنها ميشينم فكر ميكنم

ميبينم چه بيكسم

اينو اون زر ميززن كه با منن

ولي من كه ميدونم كه بي كسم

يه روز جلوي آينه

خودمو صدا زدم

خودم و ديدم و فرياد زدم

اي خدا بعد تو من هم بي كسم

من همش داد ميزنم

اي خدا تويي كسم

چرا تنهام ميذاري

وقتي كه من هم بيكسم

ايندفعه ديگه من

 

آينه رو حتما ميشكنم

بعده نگاه به آسمون

اين تلسم هم ميشكنم

ميرسم پيش خدا

بهش ميگم:

اين تلسم و

آيينه و

بي كسي رو شكست دادم

تنها تو موندي برام

اي خدا

مطمئن باش ايندفعه

دستاي بي نمكم هو ميشكنم

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

كم كم داريم به شعراي جديد ميرسيم كه توي ۳-۴ سال آخير گفتم

تلفن زنگ ميزنه بر ميداريم

وقتي در ميززن باز ميكنيم

معلم كه درس ميده مينويسيم

پس چرا؟

عشق يكي رو از رو زمين بر نداريم؟

دراي قلبمونو باز نذاريم؟

محبت ها رو توي ذهنمون ننويسيم؟

***

به موزيك خواننده ها گوش ميديم

قيافه ي خوشكلا رو نگاه ميكنيم

با قلمم احساسمونو ميكشيم

پس چرا؟

به صداي ديگران گوش نكنيم؟

خوش دل هارو نبينيم؟

پس چرا دفتر نقاشي ديگران نشه اين دل ما؟

***

ما را اينجوري ميكنيم با هم؟

به خدا مرگ كه پايان كبوتر نيست

بخدا تا شقايق هست زندگي بايد كرد

بايد ديد ، بوييد ، شنيد و در آخر هم مُرد

براي هم نوايي!

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

۱۷/۱۱/۸۳

من منم که او اوست

تو تویی بهر خودت

پس چه شود؟ آنچه که بود!

خام بود ، پخته شد و سوخت او

من كه ميگويم هيچ نيست اين دنيا

پس بياييد تا بسازيم آخرت را

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

ای مظلوم شهیدم

شهادت رو ندیدم

ولی میخوام بدونم

چرا میگن شهادت

چه بوی خوبی داره

مهم نیستش بمیرم

ولی چه یار خوبی داره


اشرف اشرف مخلوقاتی تو ای یا حسین

پدر بي پدرانی تو ای یا حسین

دومین اما راحل بعد مولای متقیانی تو ای یا حسین

رهبر مهربانانی و یاوری مهربانی تو ای یا حسین

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

خسته شدم بس كه دلم دنبال يك الاغ گشت

بس كه خرا رو ديدم و يكيشون به دل من ننشست

بازم پلنگ قصه ها رفت و به خونش نرسيد

يكه الاغ خوبمو هيچ كي تو آينه ها نديد

آهاي الاغ عزيزم تنها تو موندني شدي

بين تموم الاغ ها تنها تو ديدندي شدي

افسارتو بده به من طويلمون در نداره

يه روز تو قحطي الاغ دنيا تو رو كم مياره

من آخرين تماشاگرم تو اين همه تماشاچي

من اومدم تورو ببرم خودتو به اون راه نزن

يه روز توي خر سواري ما دوتا قهرمان ميشيم

تو يك روز پر هيجان برنده ي مدال ميشيم

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

آب را گل نكنيم-گار را ول نكنيم-در فرو دست انگار گاوكسي سر ميشويد-شايد از جنگل نزديك-گاو ها رم كردند-يا در اين شهر كوچك-جوي آبي پر ميشود-آب را گل نكنيم-گاو را خر نكنيم-شايد اين گاوك خر مورد دهكده اي-تا شخم زند مزرعه اي-پايد پاي اين خر نفهم-رفته است درون اين رنگ بنفش-چه كثيف است اين رنگ بنفش-مردم اين ده پايين چه بيريخت تشريف دارند-مثل خر-چاه هاشان بي آب-گاو هاشان مثل خر ميباشد-من نديدم ده بي الاغشان-بي گمان در جلو ديوارشنان-جا پاي خر ميباشد و هست-ماهتاب آنجا-تاريك است مثل روز-بي گمان مردمش ميدانند كه الاغ چه خريست-بي گمان آنجا آبي قرمز است-بزكي به دنيا نيامده-آهل ده در ميروند-تا برك خر مثل گاو شاخ نزند-چه دهي باشد آنجا مردمش گاو بازند-گوش گاو خرشان كر باشد-مردم گاودارش گاو را خر ميكنند-ول نكردن گاوشان - ما نيز ول نكنيم گاوك خر را

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

دلم میخواد پرواز کنه

تو آسمون ترانه

شعر بگه و شعر بخونه

بعدش بره بره بره

دیگه نیاد به پيش ما

به پيش اين گلدسته ها

گلدسته هاي زيبا

چي شدن اون ترانه ها

چي شدن اون بهانه ها

چكار كنم اي گل ما

اين گل ما رفته ديگه نمياد

شده ستاره ي شب

اما بهش نمياد

ديگه نميخوامش من

ديگه دوستش ندارم

چكار كنم اي بي وفا

تو بهم بگو اي

اي غمخوار اين دل ما

چه كنم چيكار كنم

تا بياد به پيش من

بايد برم به دنبالش

تا اينكه شايد بياد

اين يار خوب و با وفا

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

همون جور که دیدین شعرام از ۱۵۰ تا ۱۶۱ کمی کمتر شده بود بخاطر مدرسه و سنگین شدن درسا نسبت به بچه گی هامو ....

خلاصه اینکه از اینجا به بعد تاریخ دقیق معمولا ندارم و شعرام از حالت دو بیتی به چند بیتی تبدیل میشه و کمی بهتر ...

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

۲۳/۱۲/۷۸

آی بچه ها بریم خونه

زود بخوریم صبحونه


۲۰/۱۲/۷۸

بهار اومد دوباره

دوباره دوباره

الان فصل بهاره

الهی پای درختا بارون بباره

که در اومده سبزه و گل دوباره


۱۹/۱/۷۹

بازی میکنم

شادی میکنم

شوت میکنم به هوا

توپ قشنگ و زیبا را


۱۹/۱/۷۹

قشنگ و زیبا

کارتون سوباسا اوزارا

قشنگ و زیبا سوباسا اوزارا


۲/۲/۷۹

جسین جانم

جانبازم

دوستت دارم

حسین جانم

جانبازم


۱۲/۳/۷۹

سلام سلام سلام

چرا نمیزند حرف یا کلام؟


۱۱/۵/۷۹

خدایا خدایا

دوستت داریم خدایا

همچنین فرشته هارا


۵/۱۲/۷۹

انگار که رنگین کمان

اومده به خونه مان

خانه ی ما کجاست تو اصفهان

اصفهان کجاست تو ایران

ایران کجاست

تو جهان

جهان کجاست

تو آسمان


؟

آی جوونای مهربون

مژده بدین تا بگم براتون


۹/۸/۸۱

میخواهم برم به کوچه ها

بدنبال این بچه ها

این بچه ها خوش تیپ و خوش قوارن

ببین چه کاری دارن

کاشکی برم پیش اونا

میشوم یه بچه و خوب و زیبا

دیگه غمی ندارم

ای بچه های زیبا


؟

وقتی بخوام بیام به پیش تو

کی رو باید ببینم

فقط تورا میخواهم

دیگه هیچ کسی رو ندارم

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

؟

خمینی ما

یار و دوست ما

چقدر خوبی تو

خوب و مهربانی تو

خمینی ما

یار محبوب ما

دوست خوب ما

تو چقدر خوبی

برای ما محبوبی


؟

چوب چوب شکمبه

دماغ و دهن جا مونده


؟

دویدم و دویدم

به مدرسه رسیدم

تا به کلاس رسیدم

معلم رو ندیدم


؟

بعضی بچه ها تنبلند

هلشون بدی میپرن

بعضی دیگه زرنگن

سوال کن جواب میدن میخندن


؟

هر خر بر دل ناطق

نخواند عرعر


؟

ای عاشقان کانون

بر ما بخوانید قانون


؟

دویدم و دویدم

به کنونی رسیدم

رفتم درون کانون

مربی خوب رو دیدم


 ۳/۱۱/۷۷

عبادت عبادت

ز مسجد سعادت


؟

یا الله یا الله

شما هستی یک ملا

که میگویید

لا اله الالله


۱۵/۱۱/۷۷

داداش خوب بنده

بخور بشو یه دنده


۱۸/۱۲/۷۷

 یزدان همیشه یار توست

خوشنود از تو و کار توست


۳/۱/۷۸

نور علی نور شد

خانه ی ما دور شد


۲/۲/۷۸

این که همش بهونه ست

دیواره کنار خونه سن


۶/۳/۷۸

شطرنج شطرنج

مگه من نشستم سر گنج

شطرنج شطرنج

تو چقدر کشیدی رنج

شطرنج

تو چقدر داری گنج


 ۶/۳/۷۸

لوطی لوطی

تو عین فلوتی

لوطی لوطی

تو چقدر شکل بلوطی

لوطی لوطی

توچقدر راه میری با این طوطی


۱/۸/۷۸

مام علی مهربونه

تو اماما بهترینه


۳/۸/۷۸

امام زمان امام زمان

دوستت دارم دوستت دارم

من عاشق روی تو ام

من عاشق نور تو ام


۱۰/۸/۷۸

بچه ی خوب و نازنین

بشین اینجا صد آفرین


۱۳/۸/۷۸

رهبر ما خامنه ایست

آمریکا دیگه هیچ کاره نیست


۳/۹/۷۸

کاشکی امام زمان بیاد

امام خوب مان بیاد

او امام خوب ماست

امام خوب و محبوب ماست


؟

ماشین پلیس ماشین پلیس

اسم این دوتا دزد و

یادت نره بنویس


۲۳/۱۰/۷۸

گلستان گلستان

توی اون هست

باغ و بستان


۲۴/۱۰/۷۸

من هستم بارون

همونی که زندگی با اون میشه آسون

حالا داره بارون میاد

بچه نباید دور بشه

یا از خونه بیرون بیاد


۲۴/۱۰/۷۸

سختی سختی

توهستی پهلوان تختی


 ۲۴/۱۰/۷۸

بچه جون بچه جون

حموم ترسی نداره

بلکه خوشحالی داره

هوا گرم و خوبه

الان وقت حمومه

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

۵/۶/۷۶

با من بیا به زور آزمایی

یا که به ورزش صبح گاهی

در مسابقات جام جهانی


۹/۳۶/۷۶

من یه ملخ تو آبم

یک ساعته میخوابم


۱۳/۶/۷۶

خدا رییس ما هست

هر جا بخواهی او هست


۱۷/۶/۷۶

ای گل من ای گل من

بیا بریم خانه ی من


۱۷/۶/۷۶

من هستم یک فنجان

چای میخواری با ما نوش جان


۱۷/۶/۷۶

من شیرم

برای همه میمیرم


۱۷/۶/۷۶

منم فنجان فنجان

بابا چای میخوره خوش و خندان


۱۸/۶/۷۶

من رشته ام من رشته ام

توی آش برشته ام


۴/۷/۷۶

من چقدر با هوشم

زرنگ تر از یه موشم


۵/۷/۷۶

این بالشه چه نرمه

نرم تر از پوست گرمه


۵/۷/۷۶

این چای چه گرمه

گرم تر از پوست پلنگه


۶/۷/۷۶

من قیچی ام چه تیزم

پیش همه عزیزم


۱۰/۷/۷۶

آی ریزه ریزه ریزه

تن ماهی چقدر عزیزه


۱۲/۷/۷۶

به من میگن زورو کوچیکه

میگی نه نگاه بکن

ببین چقدر زرنگم

زرنگ تر از پلنگم


۱۴/۷/۷۶

من دوست محمد حسینم

تو که دوست اون نیستی

مهربون اون که نیستی


۱۴/۸/۷۶

ای بچه ها آی بچه ها

دست بزنید شادی کنید

امروز روز خواهره

یا که روز برادره

امروز روز دانش آموز

روز من و توئه


؟

پرنده پرنده

روز درخت نشسته


 ؟

یا علی بگو پسر زرنگ و خوب

پسر خوب و زرنگ و محبوب


؟

عاشقم عاشق خل و دیوونه

عاشقم عاشقم باغ خونه

عاشق دیوار خونه

عاشق آب و قایق و رود خونه


؟

ای عاشقان ای عاشقان

برین به سوی پرندگان


؟

ای یار من ای یار من

بیا کنار من

به کنار یار من

بیا به کنار بیست های من

ای یار من ای یار من

بیا به کنار دوست های من


؟

خامنه ای رهبر شد

گفته ی پیغمبر شد

خامنه ای رهبره

گفته ی پیغمبره


؟

من مبلم من مبلم

نرم نرمم

همه روم میشینند

همه به من تکیه میدند


؟

من هستم یه کودک

همیشه شاد و خندان

میرم کلاس اول

هر چی دلت بخواهد

میخوانم من درس درس درس


؟

من هستم یک کفش

همه مرا میپوشند

میروند به تپه

میروند به کوچه

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده