تبليغاتX

دل نوشته های کسی که به ته خط رسیده

I aM " D £ a D £ n D "

واسه يه بارم كه شده

بيا قصه رو يه جور ديگه نگاه كنيم

 

دخترك تنها بود و نگرون

خيره شد به خنده ي ديگرون

تصميم شو گرفت گرسنه بود

گفت بيخيال نجابتم درسته اون

يه روزي بدردم ميخوردولي

ديگه نميخوره پاشيم بريم

هنوز دو دل بود كه بره يا نه

نميدونست دلشو داره يا نه

هي با خودش كلنجار رفت

بَعده خيابون باس كجا رفت؟

با خودش فكر ميكرد كه كاش

اونم چند تا ، همكلاسي داشت

تا نور سرخ كلان و ديد

يادش افتاد اون جهنم كثيف

ياد پدري كه مادر و ميزد

مادري كه ميكرد نصيحت

كه درس بخون و مث من نشو

مثل من بد بخت نشو سنگ نشو

يهو پاشد ، دلشو زد به دريا و

هر چي فحش داشت داد به دنيا و

رفت تو خيابونو ماشين و بوق

باز جريان تكراريه  دم غروب

همه ميدونن چرا اينجوري شد

چرا دخترك قاتل جووني شد

 

چرا همه اون دختر و مقصر ميدونن

چرا بچه هايي كه دكتر و مهندس ميشدن

همه ناكام موندن از آرزوهاشون

چرا جوونامون همه از زندگي سير شدن

نميدونم

بزار بريم سر اصل مطلب

سر داستانه دختركِ بي مقصد

آره بي هدف برميداشت قدم

تو خيابوني كه نميشناخت اصلا

اولش هر كي واسش بوق زد

كلي فحش شنيد و زود رفت

كم كم عادت كرد و ديگه

فحش نميداد ميدونست ديره

دم صبح شد و دخترك گرسنه

شب و صبح كرده بود درسته

بوق اولين ماشين و كه شنيد

داش قلبش ميتپيد خيلي شديد

بوق تكرار شد و دخترك

 با بغض شد خيره به طرف

يارو پرسيد شبي چقد ميخواي؟

گفت قد غذا با جاي خواب

گفت باشه بپر بالا ولي هنوز

ترديد داشت و ، نداد بروز

سوار شد و رفتن سمت مكان

يارو هي دم ميزد از مرام

دختر ساكت بود و قلبش

داشت واي ميستاد و رنگش

پريده بود ، ولي جيك نميزد

كاش اسب فرارشو زين نميكرد

چرا همه اون دختر و مقصر ميدونن

چرا بچه هايي كه دكتر و مهندس ميشدن

همه ناكام موندن از آرزوهاشون

چرا جوونامون همه از زندگي سير شدن

نميدونم

بزن كنار من پياده ميشم

چون كه من اينكاره نيستم

سرعت بيشتر شد و انگار

حرف دخترك شده بود انكار

ولي دختر دوباره كرد تكرار

و گوش يارو نبود بدهكار

گاهي با ياد خدا گريه ميكرد

ديگه راهي نبود بايد ميرفت

وقتي رسيدن دختر ترسيد و

كاري رو كرد كه بايد ميكرد

خواست در بره يارو نذاشت

حتي واسه تمنا راهي نذاشت

گفت ولم كن وگر نه جيغ ميزنما

يارو گف رگتو با تيغ ميزنما

دخترك كرد ،از خودش دفاع

سنگ خوني شد از دستش رها

خبر داد به پليس بعد اعتراف

پيش قاضي و بريدن حكم اعدام

كسي رو نداره بياد ، به ملاقات

نشسته يه گوشه ميكنه مناجات

فقط خدا ميكنه اونو دركش

نشسته چشم به در منتظر مرگش

مرگ اون ميگيره تحت شعاع

زندگي همه حتي منو شما

حالا بازم معتقدي گناه كار دختركه؟

مرگش تقصير كيه؟ خونوادش يا جامعه؟

شايدم قاضي ؟

كي ميدونه؟

راستي همه دم ميزنيم از مرام چند تامون مث اون يارو ايم؟

نميدوم

من كه هنگ ام قضاوت با شما

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

بعضي وقتا دلت ميخواد فرياد بزني ولي نميزني!!؟!!

دركت ميكنم چون الان منم همين حس و دارم

آره

ولي ارزش آدم به حرفايي كه براي نگفتن داره

 

 

ميخوام فرياد بزنم چونكه كلي حرف دارم

واسه نگفتنش كلي صبر توي ژرف دارم

ولي فايده نداره تا كي سكوت كنم

با سكوتم نميخوام بازم ركود كنم

آره اينم درد منه كه منو آتيش ميزنه

صبرم ديگه مرهم روي دردم نميزنه

هردم كم كم سهمم ازغم بيشتر از همه

شد و له شدم زير مشكلات بهمن واره

كمرنگ داره ميشه حرفم تازه

مرگم ميشه آرزوي هركس آره

پس من با كدوم اميد واهي بشم راهي

توي راهيكه كسي نشمرده توش تا سي

اي واي بازي داره سخت تر ميشه

بازيگرم اين روزا داره كمتر ميشه

همه دارن دور ميزنن و دور ميخورن

مسابقه ي دو ميزارن و نرسيده دور ميزنن

 

ديگه بسته ميخوام دردم و بگم

روزاي فصله اين پهنه رو بگم

آرزومه فقط يه بار منو درك كنن

خدا راضي ميشي آرزوي مرگ كنم؟

 

خدا چند تا سواله كه هنوزم بي جوابه

ميبيني كه زندگيمم چطوريه تو زواله

واسه منه بدبخت كه شدم آواره

نميشه بازكني يه راه حل، راهه چاره؟

دل خوشي از بنده هات كه ندارم

نميخوام بگم از همشون كينه دارم

دورم پره از تلخترين خاطره ها

دارم ميگذرونم سخت ترين ثانيه ها

سخت نيس خنجر، بخوري از هر كس

كه واسش يه روزي كشيدي زحمت

بد نيس غريب باشم حتي توي شهرم

كم نيس كه همه يهو بكنن تركم

دست نيس كناره من نميگم تو دستم

بس نيس واست، باز بگم ادامه ي دردم

فراموش كن همه حرفامو حتي اينا رو

پس برگرد و توي راه من نيا تو

 

ديگه بسته ميخوام دردم و بگم

روزاي فصله اين پهنه رو بگم

آرزومه فقط يه بار منو درك كنن

خدا راضي ميشي آرزوي مرگ كنم؟

 

ميدوني اگه يه درد توي دلت بمونه هي

مست حل كردنش ميشي تو بدونه مي

هي مرد پاشو نداره اين زمونه خير

طي كن مراحل و بكن يه دوره سِير

 

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

اينجا هوا ابري ميشه زير سوال

ميره رييس جمهور و حتي خود خدا

اگه بارون بياد ميگن هوا تخميه

هميشه سر دو راهيا شرايط سختيه

اينجا هر كي يه ساز ميزنه و حتي خودش

به ساز خودش نميتونه برقصه ولي دورش

پره از ابلهايي كه احمق تر از احمقن

و حرفشون اينه : نفت بنزين با حق من

اينجا هر كي با ننه باباش ميكنه قهر

ميره رپ ميخونه ميگه حاليشه فقر

همه تو كوچه بن بستاي اين بيراهه محون

فك كردي اينجا كجاست؟ ايرانه احمق

صاف راه بري ميگيرنت آخه صاف ميري

چپ نگا كني رفيقت ميگه چيه داف ديدي؟

اينجا يه تمدن داره از عهد بوق كه هنوز

جاي پيشرفت بيشتر ميزنتمون زمين هر روز

 

فكر كردي كجايي توي غرب وحشي؟

ميدونم نميخواي طعمه ي حرف من شي؟

منم نميخوام بذارمت زير ذره بين

نترس نميخوام دنبالت كنم با دسته بيل

ميگم فقط چشاتو وا كن و جوابه خدا رو

بده كه اين هرج و مرج چيه تو ايران زمين؟

 

آبي با قرمز بازي داره آخه مگه گناهكاره

راننده اتوبوس شهري كه هنوز بدهكاره

حالا يكي راي نياورد تو بجنگي چيزي عوض

نميشه و تو ميشي قربانيه مردي اسلحه به دست

اينجا جهانه سومه فراموش كردي مگه تو

پسر كجايي خيلي راحت ميزنن رگتو

 آب از آب تكون نميخوره مگه ندا رو نديدي؟

نشون بده اگه جز حرف كاري كردنو تو ديدي

اينجا آدما شيشه خورده دارن با همديگه

بگي بالا چشت ابروس واسشون سنگينه

همه مسلمانيم ولي با همديگه دشمنيم

اينجا جواب سلام واسه همه حرامه جز مشتري

نميدونم ماليات ميديم واسه كدوم امكاناته شهري

همين كه خودمون با خودمون جنگ داريم كم ني

راهي به در پيشرفت نداريم جز پر و بال دزدي

چيه ؟رسيدي به كوچه علي چپ از در پشتي؟

 

فكر كردي كجايي توي غرب وحشي؟

ميدونم نميخواي طعمه ي حرف من شي؟

منم نميخوام بذارمت زير ذره بين

نترس نميخوام دنبالت كنم با دسته بيل

ميگم فقط چشاتو وا كن و جوابه خدا رو

بده كه اين هرج و مرج چيه تو ايران زمين؟

 

 

 

تا حالا بچه رو ديدي كه رو پل عابر پياده

منت كنه خودتو وزن كني؟ آخه بيچاره

چشاتو بستي نميدوني كدوم بد بخت بي خوابه

و كي با چشم خيس و دل خون هر شب ميخوابه

ولي خوب ميدوني دختر همسايه كي ها پريوده

خيلي شيطون شدي هستي فقط فكر خودت

آخه حقم داري بيكلاه سر هركي به فكر اجتماعه

اينكه بخواي خوب باشي خودش كلي اشتباهه

 اينا حرف من نيست نظرياته مزخرفه توعه

واسه همين جهان از فقير و صقير پره

كاش جاي اينكه من زنده بودم و فكر ميكردم

همه فقط يه روز ، مث من فكر ميكردن

آخه من دلم خون ميشه و چشام پر با ديدن

اينهمه تبعيذ و تحقير و تنبيه و تفرقه

كه موجب شده حرفام بشن شامل دردِ غم

تا شايد امثال تو بشن شاهد درد من

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

تو پول داشته باش

ايدز نميگيري كه درمان كني

تو پول داشته باش

حرص نميخوري كه فرياد كني

تو پولتو رو كن پسر

بقيش رو بسپار به من

تو پول داشته باش

زندگي رو سير كن يه سر

 

زندگي ، هِ فقط يه قانون داره

بُرده ، كسي كه گنج قارون داره

نه بهت گير ميده حتي پليس

نه لازمه يقه ي بسته با ريش

نميشه فقير باشي وپولدار شي يه شبه

نه بعد يه عمر هنوز پس اندازت كمه

ميدوني راه درست به جايي نميرسه

پوله كه پول مياره نه تن خسته

ببين ! ، نميگم دزدي خوبه ولي

بگو صاحب خونه شدن كه بد ني ؟

كي دوس نداره زير پاهاش بنز آنچناني؟

كيه كه روش نشه با بنز بره خواستگاري؟

ولي ميگن درس خوبه ، بخوني ميرسي

به آرزوت ، ولي اين همه ليسانسه كي رسيد؟

به ثروت به خونه به دختري كه ميخواستو؟

دختر خوب ميخواي تنها راهش رياست خوب

 

تو پول داشته باش

ايدز نميگيري كه درمان كني

تو پول داشته باش

حرص نميخوري كه فرياد كني

تو پولتو رو كن پسر

بقيش رو بسپار به من

تو پول داشته باش

زندگي رو سير كن يه سر

 

مورد از روزگار نيس ما آدما برعكسيم

تو عذابه كركس و لاشخور هر كس نيس

هميشه تو خيابونا كه ميزني قدم

ميگي به خودت پول ندارم پس آدم بده منم

و تنم و وقت و واسه شندر غاز دادم هدر

و پدر خودم و در آوردم بدون هدف

آخه مگه تو چي از بقيه آدما كمم

مگه اونا رو مث من نميذارن تو كفن؟

كه من پياده و پول سوار جت بره به درك

كه من سگ دو بزنم و شيشه عمر بخوره ترك

با فقر،غول بي شاخ و دم بايد بشي طرف

تا بدوني چوب تا كجاهاي آستينت نرفت

زندگي لا مذهبم مث مسابقه ي دو ميمونه و

اگه زمين بخوري كمكت نميان مگه كي جونشو

از سر راه پيدا كرده كه با تو زير دست و پا

له شه يا بميره يا بد تر ، بره تو كما

 

تو پول داشته باش

ايدز نميگيري كه درمان كني

تو پول داشته باش

حرص نميخوري كه فرياد كني

تو پولتو رو كن پسر

بقيش رو بسپار به من

تو پول داشته باش

زندگي رو سير كن يه سر

 

ميخواي دردتو فراموش كني سيگار دود

ميكني و عمرت ميشه طلف و ميشي بيمار زود

و زود تر از دنيا ميري و بازنده ميميري

مگه يبار بيشتر زنده اي كه نميخواي ببيني

حرص نزن ولي تلاش كن، نه خودتو گول نزن

نه نه واسه پول اصلا تو يكي هول نزن

اگه تو بدويي دنبالش در ميره با سرعت نور

بشين مياد طرفت بگيرش اين تنها فرصتت بود

اگه هر جا شانس ، بهت رو كرد شاش

نكن به بختت كه بعد نگي اي كاش

خدا جون دوباره فرصت بدي آدم شم

فك نكني خدا پشت كرده بهت لا مذهب

كجاي دنيا كار و ننگ ميدونن اگه يه كم

دقت كني ميبيني ديگه دخترا هم از پدر

پول واسه جهيزيه نميخوان پس تو هم

مفت خوري رو بذار كنار همراه كفر نِعَم

 

تو پول داشته باش

ايدز نميگيري كه درمان كني

تو پول داشته باش

حرص نميخوري كه فرياد كني

تو پولتو رو كن پسر

بقيش رو بسپار به من

تو پول داشته باش

زندگي رو سير كن يه سر

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

می دونی ، دلم از خیلیا گرفته

نگفتنش سخته

هر چند گفتنش سخت تره

ولی

 

بزار بگم از اول قصه ای که

حتی شروع نشده مثل اینکه

دوباره دلم گرفته از وصله ای که

میزنم به ، قلب خسته ای که

از بس ، شکسته نداره حس دیگه

جز ، درد ، جز زمستون سرد

تو قلبم ، نبوده فصل دیگه

میگم به خودم زندگی بسته دیگه

نگو بهم شاد باش ، بخند ، به غم

که من ، دارم به خنده حس کینه

نگو بیا سختی رو فراموش کن

که جز دست رد ، نمیزنم دست دیگه

دلم پره ولی جلوتون سکوت میکنم

تو دلم میگم آره ، ولی خیلی دیره

وقتی چیزی واسه گفتن نذاشتن

رکورد غم دستمه ، تمومه قصه اینه

 

فقط یه بار زنده ایم ، ولی صد بار میمیریم

یه بار زنده ایم ولی جز سختی چیزی نمیبینیم

اگه دنیا قشنگ بود ، چرا من موقع تولد

باید میگریستم با زجر یا با تنفر

نگو قشنگه اگه بخوام که خواستم نشد

از نصیحت دست داد بهم حاله تهوع

 

همه لالایی بلدن و کسی

خوابش نمیبره چون حسی

به لالایی شون ندارن

یه روز تو هم به حرفم میرسی

حقیقت اینه آینده ای نیس

الان تو آینده ام با چشای خیس

به گذشته فکر میکنم و حسرت

میگیره وجودمو ، میگم پس من

پیشرفتی نداشتم ، زنده مُردم

من فقط زجر کشیدم ضمن مُردن

جلوت یه جونور و زنده خوردن

خنک نمیکنه دل سوختمو صفر مطلق

واست حرفام ، مثل طعمه است

داستانمو میگم ، تو قصه کن پس

یا لالایی واسه جوونه دپرس محرض

آزمایش حرفام مفته ولی یه تست گُندست

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

دوباره من ، قلم ، کاغذ با هم

دوباره سر، درد ،شب با رپ

بازم به صبح میرسونم و سازم

می نوازه هر چی درد غم و ماتم

باز میخوام ، بگم چشمم خونو بغضه گلوم

لباس غم ، به تن دارم از جنس ساتن

آدم پاشو فرزنداتو ببین چطور

زندگی میکنن که انگار آدم نیستن ذاتا

کیلومترها بری جلو نمیبینی سر راهتم

یه نصفه آدم برس به دادم به حس آدم

بودنه من کمک کن تو رو خدا آدم

یه عالم پر دشمن که نکشم نفس راحت

خفه است بازم ماه تو حوض آبم

هوس زده به سر تو دراز نکن پاتم

از گلیمت بیشتر ...

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

ميگن تو مزارعي كه آفت ميزنه سم پاشي ميكنن تا آفتا بميرن.

و در ادامه ميگن آفت هايي كه زياد در معرض اين سموم قرار ميگرفتن بدنشون جهش ميافت و خلاصه اينكه مقاوم ميشد در برابر سم.

خدا جون تا كي تو اين جهنم نگهمون ميداري؟

والله به خدا ديگه پوستمون كلفت شد ديگه از اين آتيش خسته شديم بسته تو رو به ۱۴ معصومت درِمون بيار يا يه وضعيته بهتر درست كن يا بكشمون ببر پيش خودت.

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

سلام

میدونید چی شده؟

منو گرفتن به جرم شیطان پرستی

میگم آخه خدا جون ! فدات شم ! یه عمر عزای حسینت و داشته باشیم و نمیگم یه عمر نماز ولی هر دم نماز که خوندیم این ظلم نیست بهم بگن شیطان پرست؟

تازه نگان کنین خیلی ساده میپوشم خیلی ساده موهامو شونه میکنم. یارو نگاه میکنه میگه از قیافتون معلومه. میگم آخه مرتیکه .... من از  این ساده تر بلد نیستم اگرم بده برو از مغازه ها جمع کن...

بگذریم فعلا با وصیغه بیرونم ببینیم چی حکم میده

دارم به این نتیجه میرسم که از ایران باید رفت چون ما رو تو استدیو گرفتن نمیگن رپرین میگن شیطان پرستی ....

خدایا! باز بزرگیتو شکر

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

سلام من فعلا از اینتر نت به دورم ولی به محض اینکه دسترسی پیدا کردم حتما با تکستای جدید میام و کلی پیشرفت.

فدای همه

ارس

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

بدنم بي حس

پر استرسه

كسي كه مي ترسه

اون داره ميرسه

 

ميره و ميبينه

ادامه نميده

نشسته بيهوده

شكسته جون ميده

 

صداي تلويزيون

ميگه كنكور نزديكه

همه جا اسم اون

هستش و فردي كه

 

فكر ميكنه ميتونه

سر جلسه ميدونه

كه اگه نتونه

ميره ميشه ديوونه

 

حالا حتي اسم اون

نيستش توي اون خونه

حالا شده ديوونه

پشت كنكور ميمونه

 

يكي ميگه كه بره

خدمت كنه مردونه

حالا تو يه دوراهي

نشسته شعر ميخونه

 

خدا خدا ميكنه

يكي كمكش كنه

آدم خوبي نبوده

خودش اينو ميدونه

 

نشسته فكر ميكنه

خودشو بكشه يا خدمت بكنه

بشينه پشت كنكور

يا كه فرار بكنه

 

اينجا پر سختيه

پر بدبختيه

پر دو راهيه و

پر از اسم تختيه

 

ولي راهي كه اون رفت

ديگه وجود نداره

بخوايم مثل اون بشيم

اينجا راهي نداره

 

بابا ننه هِ ميگن درس خوبه

ولي نميدونن مشكل بچه هِ

فقط ميخوان دانشگاه بره

ولي درك ندارن دانشگاهم خرج داره

 

تو خرج مدرسه موندن

ولي ميگن دانشگاه بري فرق داره

فكر ميكنن كشكيه

يكي ما رو درك كنه

 

والا ما هم آدميم

بخدا ما هم دل داريم

يكي صدامونو بشنوه

بخدا ما هم جون داريم

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

16 اكتبر سال 2008-10-16

تمام شهر آلوده به ويرووسي بنام هوس بازي شدن و عده اي كه سالم موندن رفتن تو جبهه ي غيبت كنندگان...

من با زخم هايي بر جسم خسته و با فكر هايي شيطاني به زندگي ادامه ميدهم ولي نميدانم . آيا ميتوان كار هايي كه در ذهن دارم انجام داد و عملي كرد يا نه...

با خدا باش پادشاهي كن بي خدا باش هر چه خواهي كن...

اين جمله اي بوده كه تا الان موجب شده زياد از راه به بيراههه نروم... ولي اين بار ميخوام براي يك بار هم شده بعد شب خوابيدن و بعد از اولين طلوع و اولين آذان صبح و درست بعد از نماز صبح دگرگون شوم. زين پس ميرم به جبهه هايي كه تا كنون نرفته بودم . ميروم تا خود را بيابم.ميروم تا در كوچه پس كوچه هاي غربت مخصوصا كوچه هاي شرقي به گردان تيكه اندازان بپيوندم تا همرنگ جماعت شوم. چاره اي نيست . وقتي آنگونه است كه نبايد باشد چه فايده؟

اين نيز بگذرد. شب را قامت خسته به صبح ميرساند تا ببينم دگرگوني آسان ميگذرد يا سخت؟ تا ببينيم ممكن است يا نه...

باز خواهم آمد . مهم آمدن نيست مهم اين است كه

I'm alive yet…

من هنوز زنده ام.

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

توي اين جهنم سرد

نيس چيزي جز سختي و درد

ديگه آب نداره گلدون

گلها شم كه مرده بي درد

 

ديگه حتي لب طاقچه

هيچ كسي شمعدون نداره

جاي بغض توي سينه

هيچ كسي غمي نداره

 

فرش دست باف توي موزه

آب نداره ديگه كوزه

آدم از غربت و دوري

از چيزي نميسوزه

 

هميشه خسته و مرده بودم

زير بارون آب نخورده بودم

هيچ موقع تنم رو با يه سيگار

توي سرما گرم نكرده بودم

 

هميشه تنها فراري بودم

كه حقيقت و دور كردم

خودم و تو دروغ ها

هميشه من گم و گور كردم

 

ديگه نايي نمونده واسم

ديگه حتي نوا نمونده

خدا هم دوستم نداره

بخدا خدا نمونده واسم

 

ولي من دوباره باز هم

اومدم با بي كسي هام

ميگم از دلواپسي هام

ميخونم با اطلسي هام

 

ولي گوشي نمونده كه اون

بشنوه صداي اين درب و داغون

ديگه حتي نه صدايي

نه حتي يك نفر باهامون

 

ديگه ميكشم راهمو

ميرم از دنياي غربت

ميرم من سوي حقيقت

ميروم سوي رقابت

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

با همه قهرم

قهره قهر حتي نميخوام ريخت كسي رو ببينم ولي چه كنيم كه مجبوريم آخه اطاق نداريم كه واسه دستشويي و غذا خوردن در بيايم و خلوت كنيم...

قهرم با آمايي كه يك عمر منت كاري رو كه واسم كردن و ميذارن . با اونايي كه منت نون دادن بهم رو ميذارن با همونايي كه كه وسايلي كه به اسم جايزه واسه من گرفته شده رو استفاده ميكنن و اگه ما اعتراض كنيم كشكه ولي هر لحظه بخوان ميتونن كامپيوترشون رو ازم بگيرن.

با كسايي كه وقتي خودشون با يه شعري همخواني ميكنن خوبه ولي ما كه ميكنيم خوانندگيمون گرفته و بايد نخونيم. با كسايي كه ميبينن دارم زجر ميكشم ولي نميخوان كمك كنن. اونايي كه واقعا زحمت ميكشن ولي من نميبينم والله من نميبينم واسم كاري كنن ولي همش منت ميذارن . انگار مثلا ما بابا شيم نبايد به بچه مون غذا بديم كه اينا منت نوني كه بهمون ميدن رو هم ميذارن. اعتراضم داشتي ميتوني بري بيرون واسه خودت كار كني واسه خودت بخوري. با همه قهرم. همونايي كه ميگن پول هر روزتو آخر روز ميدم... با اونايي كه درك نميكنن اگه منم مثل بقيه دوستام باشم ميفهمن من چي بودم و هستم ... با اونايي كه اونقدر شك دارن كه فكر ميكنن اگه كامپيوترم و از خونه ببرم يه كامپيوتر ديگه ميارم ... با همونايي كه حرف زدني كلي اعتبارن كلي معرفت كلي شرف ولي هيچ كدوم چيزايي كه گفتم رو ندارن.

قهرم با خدايي كه بخواد ازم بابت اشتباهام انتقام بگيره . مگه نميگن خدا ارحم الراحمينه؟ پس چرا ما رو اينجوري بعد اشتباهمون مورد انتقام قرار ميده و وقتي هم سعي ميكنيم خوب باشيم اونقدر موقعيت رو سخت ميكنه كه واقعا نميشه بهتر از قبل بود . قهرم با خودم كه حتي نميتونم به كسي بگم بابا من تنهام يكي منو درك كنه ؛ فقط يه كوچولو نميگم خيلي دركم كنه فقط يه كوچولو بفهمه چي ميگم . بعد از اينكه فهميد يا حتي نفهميده اميد بي خود نده . بابا به چه زبوني بگم؟ با همه قهرم . يعني همه با من قهرم. حتي ديگه باباتم بهت يه چيز بگه جواب ندي روش باز شه بيشتر گير بده واقعا ديگه نوبره. تازه بد بختي يكي دوتا كه نيست كه بعد اينكه هيچ امكاناتي به آدم نميدن و آدم معترض ميشه دستش و رو به در ميگيره ميگه ناراحتي؟ بيرون .

هيچكي نميدونه تا حالا چند بار خواستم خود كشي كنم چند بار توي خودم مردم چند بار جلوي خودمو گرفتم و چند بار ديگران جلومو گرفتن ...

هيچكي نميتونه بفهمه كه دلم از چي گرفته هيچكي نميتونه بفهمه كه صدام از چي گرفته ...

واقعا راست گفته اينجارو راست ميگه كه: هيچكي نميمونه تا با من تو راهم همسفر شه آخه ميترسه كه با من با دلم دربه در شه...

قهرم با فرشايي كه تو خونمونن با تابلو هايي كه آويزونن با ساعتي كه هي داره نشون ميده كه بزرگ شدم ولي هيچ پُخي نشدم قهرم با تلوزيوني كه اسما مال منه ولي شايد روزي 5 دقيقه هم پاش نشينم...

با همه ي اجسام با همه ي اشخاص با همه ي چيزايي كه وجود دارن قهرم .

ميدوني وقتي كه هيچ كي دركت نكرد بايد خودتو بزني به ديوونگي. تنها راهش همينه اينو قبلا به چند نفر گفتم و اونا گفتن نميشه خيلي خيلي سخته ولي من ميخوام ممكنش كنم.

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

شبي باري تعالي من را صدا كرد

مرا در غربتم تنها رها كرد

كه ناگه افتادم از آسمان در

آغوش يكي به نام مادر

مرا با مهر و ناز و درد سر بزرگ كردند

منم آدم بودم مرا اطرافيان گرگ كردند

دلم در حسرت ديدار حق است

شرط ديدار خدا تنها يه لحظه است

گفته بود كه خود تنهاي تنهاست

من ندانستم كه اين دنيا همراه غم هاست

در جسم من خدا داند چه ها هست

ولي اندر وجود من هنوز روح خدا هست

من اين دنياي فاني را نخواهم

دلي عاشق و چون دنياي فاني من نخواهم

اگر دنياي ما دنياي جنگ است

بدان كه بازي رنگ هم قشنگ است

اگر چه رنگ ما همرنگ اشك است

ولي همواره اشك ما همدم مشك است

من فرشته آمدم در اين سرا خود

به تنهايي روم سوي خدا خود

فرشته آمدم ميروم حيوان پستي

كه چون دنيا به ما زد چند يه دستي

ما فريب سيم و زر خورديم و مانديم

هر چه خوبي داشتيم همواره رانديم

ما بازي نكرده باختيم

زندگي را با دوز و كلك ما ساختيم

ما چو حيواني دو سر همواره سوختيم

عشق پول داشتيم و چشم به درهاي زيادي دوختيم

ما خورديم خون همديگر با نِي

مرديم و شديم زنده دوباره ما هي

ما زندگي كرديم و فكر كرديم نَميريم

آنچنان مُرديم انگار هيچ نديديم

ما اذان صبح خوابيده بوديم

خاموش بوديم ولي تابيده بوديم

بخشش نكرديم و جهان زشت شد

هر كه خوبي كرد عاقبت وارد بهشت شد

آن كس ثروتش زياد است خوشبخت نيست

اگر بداني كه چه چيز خوشبختيست

آنگاه ميماني در سر سه راهي

خوشبختي آن است كه كمتر بخواهي

باز هم ديگران بهتر سرايند وصف خدارا

نه من كه نكنم با كس مدارا

بر هر طرفي روي نماييم خدا هست

او در همه جا بوده و بي چون و چرا هست

چون در همه جا هست مجوييد مکانش

گمگشته شماييد ، خدا در همه جا هست

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

ميدوني چيه؟ بعضي وقتا آدم كه دلش ميگيره گريه ميكنه بعضي وقتا ميره جايي كه حتي جن ها هم نتونستن برن ميتونن برن به جايي كه هيچ غصه اي ندارن جز اينكه بايد بزودي در بيان.

اصلا ميدوني  چيه؟ بعضي وقتا بايد آدم از خودش خارج بشه بره تو يه دنياي ديگه كه توش نميشه ، نشد و نخواهش شد نباشه هيچ فراغي نيست و هيچ وقتم نبوده يه جايي كه توش به هر چي ميخواي ميتوني برسي چون ميخواي .

راستش الان ميخوام برم جايي كه دست كسي بهش نميرسه. ميخوام برم جايي كه حتي خدا هم نتونه كسي كه دوستش دارم رو آزمايشي ازم بگيره . حتي كسي نتونه خلوتم رو بهم بزنه. جايي كه خوردن ملاك نيست بجاش بودن مهمه. خوابين مهم نيست ولي استراحت مهمه .اصلا جايي كه دلت كه گرفت آسمون برات گريه كنه شاد كه بودي باهات بخنده خواستي كسي حرفاتو گوش كنه ديگه نيازي به چاه نباشه حرفاتو به آسمون ميگي و كسي نميگه ديوونه شده . جايي كه ميرم كسي به سبيلي كه روي صورت دخترك هست گير نميده بجاش به عيب هاي خودش فكر ميكنه اصلا جايي كه ميگم توش هر كس و نا كسي نميتونه وارد شه فقط و فقط اونايي رو راه ميدم كه ميفهمن چي ميگم و همدرد منن. اصلا اونجا خدا فرشته لازم نداره واسه نوشتن خطا هاي آدمايي كه اونجان . اونجا وقتي تو يه بار بگي خدا ، خدا 10 ها بار جوابتو ميده نيازي هم به كوه نيست اصلا نيازي نيست فرياد بزني خدا آروم تو دلت كه بگي خدا خودش جوابتو ميده .

مثل اينجا نيست كه اونقدر بد بختيم كه خدا واسمون اشك ميباره از دل آسمون . اينجوري نيست كه مثل اينجا ديوارا بلند تر ميشه قفل رو فقط  و فقط يه نفر بتونه باز منه سرد و گرم نداره هميشه هوا خوبه .

مثل اينجا آدماش خنجر بدست واينستادن. اونجا حقيقت رو كه گفتي طرف نميگه اگه نميخواي هري ميشينه درستش ميكنه. اونجا دل به كسي دادن و صداقت جرم نيست كه قاضي حكم اعدام + اعمال شاقه بنويسه واست.

اونجا دود سيگار رفيقام ميشم ولي اينجا دود كه هيچي نفست بشه رفيقت خريته محضه آخه نه خودش ميفهمه نه بقيه.

واقعا اونجا كسي معني گشنگي و نميفهمه كسي هم واسه پول جون نميكنه . اينجا رو نگاه نكن همه حتي قاطي عرق هاشونم آب ميريزن . حتي نعشه گي شونم نعشگي نيست اونجا مست مست عشقن اينجا مست الكل اونجا وفا وظيفه ي هر آدمه اينجا خيانت ، اونجا قيامت نداره مستقيما تو بهشتي اينجا يه جا بد تر از جهنم.

اينجا درختا نميتونن نفس بكش اونجا آدماشم اكسيژن ميدن بيرون .

يه كم كه زندگي كني واست عادي ميشه ديگه نميتوني ادامه بدي خيلي سخته كه بتوني ادامه بدي آخه همه ي ماها از اين ميناليم كه زندگي تكراري خوب نيست واسه همينه كه سختيا پيش مياد كه وقتي دنيا به كاممونه سير نشيم. از اونجا كه خسته شدي ميتوني بياي ببيني همين دنيايي كه توش زندگي ميكنيم جاي شكر داره!

آره اينهمه گفتم كه خودت نتيجه بگيري ولي يه چيزو هميشه يادت باشه ، اگه الان يهو صور اول به صدا در بياد چيكار ميكني؟ حتما تا جا داري خدا پرست ميشي تا جا داري كمك و خوبي و .... بيا و ببين يادت باشه اگه هميشه از اين بترسي كه اگه الان صور اول و بزنن تا قيامت زياد وقت نداري و نميتوني زياد خوب باشي و پشيمون ميشي از اين كه نميتوني بيشتر از چند لحظه خوب باشي پس خوب باش كه اگه يهو توي اون لحظه قرار گرفتي احساس پشيموني نكني.

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده