|
دلمو خوش به چي كنم؟ برم و پشت به كي كنم؟ به اوني كه همه چي بهم داده و نميبينم؟ يا اوني كه دستشو من نميگيرم؟ تو بگو من ، يكم برم بگم به كي؟ سلام رفيق بزن بريم به روزاي بچگي كه همه چي خوب بود ، قشنگ بگو بخند ، ولي چه سود؟ با يك درنگ همه چي دود شد! شديم ايني كه هستيم تو با كارات حتي پرو بالتو بستي ما ولي با بيت به مخ تو وصليم حتي شيطونم خورده از منو ما يه دستي بذا يه درسي بدم بت و برم پيكارم مخ تو سيبل و حرفاي من پيكانن تو زندگي كن تا به زندگي ندي ولي تو هنو تو كف صفر يكي رفيق هركي ادعاشه خيلي مرده هركي انتهاشه عند درده بده جواب سوال خيليا چه خبره اون پشت پرده؟ مسيح اينهمه عاشق داره ولي با وجود اونا چرا هنو به بنده؟ يا بگو؟ كي زندگي ميكنه زندگي كيو؟ اگه ادعا داري ميشه بم بگي اينو؟ اينروزا نه مرد مرداي قديمن و نه قديم و مرداش من يه جوونم آره ! باآرزوي لعنتيه فرداش بدون كار بدون مرز بي هدف با همه درداش هركي تيز بود سريع كوله بارشو برداشت در رفت ! بالا كشيد يه آبم روش خورد اينجوري برادريا با همديگه جوش خورد يه خال جوش زدن رو برادري كه راحت بشكنه كاري ميكنن كه حتي كمر سايت بشكنه هي مرد ! از كجا بگم؟ تو بگو پس كجا برم؟ خدا چرا ساكتي؟ چرا ميگي دست و پا بزن؟ از برادري رو كوه بگم يا خفت تو دره؟ اينجا جهنم دره س!هركي تو اومد خواس در ره ولي مُرد! ما جنگيديم چونكه جنگنده ايم ما آدما ادعا خدايي ميكنيم هرچند بنده ايم دستور قتل ميديم ميبريم ميدوزيم باقيمونم داديم واس پرچم تن به تير
رنگاي تو رنگين كمون مكروهه سياه خوبه سرخ آبي ممنوعه پس خنده داره رسم روزگار ما واقع بيني هنو زوده واسه ما بهشت رف زير پاي مادره يكي كه بچه شو گذاشت جلو پا در يكي چون اينجا اول ازدواج باس كرد بعد دري به شناخته همديگه باز كرد يكي ميگيره واس همسرش الماس اما زندگي جفتشون مث المثني ست يه بچه واس درمون يه مشت عقده تو آتيش فهم بابا ننهسوخت میگیره عق ت خنده داره با چند ميليارد تومن فقط چند تا چادر ميشه برپا كنن خنده داره ولي بخندي ميگن جلفي حتي بو سيگار ندي ميگن طفلي يه مشت قانون خيلي خنده داره نه؟ به چرنديات تون شده خنده كار من پس بخند حاجي در كنار من پ ن پ بساز چندهزار و بعد سوار تاكسي شو زود برسي سر كار كه دو سوم حقوقتو بدي كرايه سر ماه آره بخند تويي كه زير خط فقري سريال تو كاخ و خواب رو چه تختي يچي بگم دلت خون شه ولي بخند دنبال آينه كيفتو گشتن كه بگن؟ دوست داشته پسر دروغه محضه؟ پسر يه موجود دو رو و پسته ؟ باشه. بگذريم هرچي ياد گرفتي صداشو در نيار تك خور باش چون ستاره هس زياد موافق باش كه ببرن درختارو شايد بشه خيابونا يه دست آروم تو فرودگاه خنده دار تره چون همه رو ميتوني ببوسي جز همسرتو! مشكي تنته يقه بست س ته ريشت كو؟ تو بهشون بخند وقتي ميگن تنبيهش كن
اين يراهه سخته و خيلي وقته كه جنگي بين ماست همرنگ من شو يا پررنگ من يا بشو يه رنگه غير خاص واسه پيشرفته ما يا يراهي هست يا ساختيمش ما يراه كه سخت ميشه مثل شو ديد ميون جنگ كه داريم با شما و ميمونه نرم تو چشمي اوج بگير كه بفهمه پروازه واقعي چه سخته پسر داااش نيا تو جنگ ، تو اگه مياي انقد گنده شو كه همه بگن كه قلم و هنجره ش با هم مچ ن تو دوره رپ واسه كسب شهرت نچرخ ما اون پشت مشتا خيليا رو كرديم آماده واسه زدن حرف ملت و خيلي سختي كشيديم وقتي ديديم يه مش احمق تيغيدن اين ملت و پس علم كردم اين صدا رو بيت پس همه باهم يك صدا بگيد شير باش حتي اگه پيري بجنگ اگه حتي داري ميري بخند اگه حتي از خنده سيري ببر جنگ و از اين عمر كيري افتخار من به اينه كه هيچوقت نترسيدم بيام تو راه و گيج شم و نخواستم كه درجا بشينم نترسيدم يروز سر پا بميرم افتخار من براهيه كه ساختم دوس نداشتم بدون دس پا بميرم پس عرق ريختم و خنديدم وقتي رو زخمام نمك پاشيدن من مرد بار اومدم ميون دردام اگه سرمم بره ميدوني سر پام پس بزن به چاك يا بشين سر جات من يه دژ زدم آره ميون سنگا همونايي كه افتاد جلو جف پاهام و هركي اومد شد جف باهام زد زير آبمو ، شد دشمن جونم ولي ديدي همونطور كه گفتم ميمونم
يه ورقه كثيف به چركه تنه قلم واسه غمي كه شد جلد تنه من چهره گم، شد جلد دومه داستاني كه آينده مون توش دوباره باز تاريكه مث فيلمايي كه از يه داستان برداشتن زندگي يه بچس كه باس هي تر خشك كرد باس دم به ديقه حواست جمع باشه زندگي مث قرون وسطا و جنگاشه كه بايد دوتا چش پش سرت داشته باشي آره بايد عشق و از تو نطفه كشته باشي زندگي اينه مرگ و جنگ و دنگ و فنگو مث فلسطين بيا سنگ و پرت كن وتيره تفنگو نگه دار واسه روزي كه از دنيا ديگه سيري وقتي واسه هر حرفي بزني بخوري يه سيلي
منو ول كنين من كه خطا نكردم فرياد زدم آره ولي ريا نكردم شما منو گرفتين به جرم صداقتم؟ فقط واسه اينكه بي سياستم؟ باس برم اونور دستتون بهم نرسه؟ ضد شما نيستم برم و بگين از رو ترسه بابا بخدا حسين سگ نميخواست گف دين داشته باش برو سمت نماز ايراد گرفتم اره ولي من كسي نيستم من تو صف جهنم اول ليستم ولي ملت اسلامي داريم ولي بدون دين و دينداراي بي ايمون و بي ريشه ايم و مُرديم از خود بزرگ بيــــــنــي بيا با تكرار بشينيم به كشور برينيم كشور اسلاميو اينهمه دروغ و ربا هرزه و لاشيه بيكار توي فكر زنا من پير شدم از بس تجربه دارم انتظار ظهور شده هر جمعه كارم منتظره مهدي ام آره جرمم اينه بيا منو دار بزن كه جمعه س ديره بيا به جرم قدم زدن دست بند بزن به دستم واسه موهام تهمت بزن بگو شيطان پرستمو دم بزن از امنيت شهروندا تو سطح شهر اجنبي فيلم كنه فحشا رو زير خط فقر حسين آزاده مرد ما فقط نفس ميكِشيم حسين تشنه مرد و قناري تو قفس ميكُشيم حقيقت بزرگ شده توي فقر و فحشا ولي حقيقت اينه ميبيني آدم پست و هرجا چون سكس اينروزا ديگه واسه پول نيس هركي ماشين داره اينروزا ديگه سوسول نيس زنا بازيه بچه هاس فقط واسه گذر وقت فكر ازدواج تو سرمون بوده يه وقت هرچي سوال داشتيم جوابتون دين بود وقتي جوابشو فهميديم كه خيلي دير بود
دوباره يه نقطه ، ميزنم رو ديوار دوباره يه عقده تو قلبي ز سيمان دوباره شدم يه بي تاب، بغض تو گلومه دوباره سقف چشمي كه از غم نَموره دوباره غم كرد بسمتم كمونه دوباره من و بي خوابياي شبونه دوباره يه قصه كه هرطوربود شروعش آخرش فرق نداره دوباره همونه دوباره عشق و نفرت كنارم كشيدن يه دنيا رو به كثافت دوباره اوت كرد بي پولي و زنا دادنه يه بدبخت واسه يه قطره از دوا دوباره پول شد يه درده بي دوا دوباره سقط شد آره يه بچه بي گناه دوباره باز همچنان دليل لبخند دروغايي مثل جوك كه خيلي تلخن ميگن ايران فقط تو دروغا شيره تخت جمشيد تماما فروپاشيده نميگم كه ايران فلان و بسار نميگم برادر كه تو ايرانو بساز و خودم چه راحت بشينم كنار ببينم كه باز، اوپك كرد نفتو گران با 5 تا انگشت رو ورق وصدا رو آهنگ، نميكنم من اكتفا بيا دست بديم تو دست هم ديگه نخنديم ماها به شكست هم
من وقتي پا ميشم، ستاره تو آسمونه شكر ميگم خدايي كه همه چي واسه اونه ولي آخه خدا؟ اين چه رسمشه آدم تنبيه شد ديگه بستشه واااي، چي بگم؟ كه ديگه بريدم تو هم مث من از درد پُري نه؟ از اونهمه خوبي چي مونده بدي تو خونمون ريشه دووونده ما، گم شديم ميونه اختلاف نظرات كه له شديم همه تو اختلاف طبقات احترام به كلمات ادعاي صلوات امتداد حركات شد انتهاي خطرات ما جنگيديم همه جنگيدن پس توهم بجنگ ما دريديم همه دريدن پس تو هم بدر كه من، دلم پره از اين دنياي ناتو پاتو دراز كني اينا بريدن پاتو تو نميدوني از چي حرف ميزنم خدا؟ سر و دست و تن و پاهااايي كه شدن جدا
عجب دنياي كوچيكي داريم... خدايا شكرت.من دنبال اون. اون دنبال يكي ديگه. يكي ديگه دنبال يه نفر ديگه.... همين جوري ميچرخه ميشه يه بنده خدا دنبال من... عجب دنيايي ساختي خدا جون. عجـــــــــب. شكرت. رفيق دوران بچگيم خبر نداره چه بروزم داره مياد. رفيق چند روزه ام ميدونه. فاصله جفتشونم با من اندازه ي آن شدن تو ياهوئه. خدايا شكرت. تا كي خودمو با اين جمله خر كنم: چون ميگذرد غمي نيست... ؟ باز منم و دو خط نوشته كه به ظاهر خودمو باهاش گول مينم كه آره منم خودمو تخليه كردم... تا كي ميخواد بگذره؟ تا كِي هر اس ام اسي كه مياد منو ياد اون ميندازه؟ نميدونم. خداجون باز شكرت. باز از خواب پا ميشم. تو خواب كه آرامش ندارم.تو بيداري كابوس ميبينم. تو دفتر آرزوهام هيچي نيست ديگه.تو زندگي نا اميد. شايد دارم كافر ميشم... خبر ندارم. خداوندا اگر روزي بشر گردي... زمين و آسمان را كفر ميگويي نميگويي؟ بار پروردگارا! شكرت. هه. ميگن يه روزي يه درويش مفلسي داشته كنار جوب، نونشو با آب جوب خيس ميكرده ميخورده و هي ميگفته خدايا شكرت... يكي رد ميشده ميگه فلاني، اين كه ديگه نون خشك و خالي با آب جوبه، كجاش شكر گفتن داره؟ درويش ميگه تو نميدوني. اين شكر كه من ميگم واسش از فحش بدتره... شده جريان ما. بذا شكر بگيم شايد خودش بدونه اينجا چه خبره... به همون عرش خدا كه اگه خدا خودش يه روز بياد بشينه جاي بنده هاش ميبينه ما گناه نكرديم كه ادم گناه كرد. اون بي غم آيندش با زنش خوابيد حال كرد بچه دار شد مرد. من بد بختم كه واسه روزي 5 تومن از صب تا شب جون ميكنم. تازه يه ساندويچ بخوري 1500-2000 تومن پياده شدي. از كجاش بگم؟ گفتن داره بگم واسه زندگي هيچ اميدو آرزويي ندارم؟ نه افسرده نيستم. منطقي فك كن؟ پول و ميخوام واسه چي؟ پيشرفت. خوب پس واسه پول( پيشرفت) از جونم مايه ميذارم. خوب . يه مدت ميگذره پول مورد نظرمو بدست ميارم.(نميگم 20-30 سال) 2 سال بعد كه خدمت و درس و اينام تموم شد زن مي گيرم. بعدش بچه دار ميشم. يكي مثل خودم. كه ميترسه از اينكه كي مملكتشو اداره ميكنه؟آيا فردا دختري (باكره) هست كه زنش بشه؟ ميبينه نه نيست... ميگه باشه منم خودمو باهاشون ارضا ميكنم... بعد يه مدت شايد از ترس ايدز زندگي تلخ تر از اين باشه كه واسه م هست. تازه نره سراغ "س. ك. س" هم باز مشكلات خاص خودشو داره... واسه من كار پيدا ميشه؟ زن گيرم مياد؟ اصلا اين به كنار بچه مو تو اين اجتماع گند چجوري درست تربيت كنم؟ پس پيشرفت اصلا به درد نميخوره. بذا فك كنم بدبختم( گر چه تو اوج خوشبختيم و خبر ندارم) ولي پيشرفت نكنم يه "آدم " ديگه احساس پوچي و تباهي و نا اميدي نكنه.حتي اگه اون بچه بچه ي دشمنم باشه... چه برسه به خودم. حالا با ازدواج كار ندارم.خود پول؟ اول از جون مايه ميذاري پولدار شي بعد كه كونت پاره شده پولدار شدي بايد پولتو خرج كني سلامتيت برگرده... كه معلوم نيست برگرده يا ... خدايا شكرت. حالا اينكه بشه تو اينهمه گرگ جنگيد و نمرد؟ زندگي بزي ايه كه يبار بسوزي واسه هميشه Game Over شدي.countinio نداره. Try Again نداره. تا خودتو پيدا كني يا تو بندي يا موتد دستته يا حاصل يك عمر زدگيت و گرگ خورده. يا بچه ت معتاد شده... اصلا به چي يا به كي ميشه اعتماد كرد؟ نا اميد نيستم. ولي نميخوام مث روانشناسا خوشبين باشم... خسته ام از خوشبيني. خدا جون. با تو ام. آره با خوده خودت. ميشنوي منو؟ ميخواستم از ته دلم يه چي بگم... قربونن اون بزرگيت. مرسي بابت همه چي. شكرت.
عجله نكن عزيز، بخون بعد قضاوت كن. همه چيز دروغه جز يك جمله كه خودشم دروغه.(هم توضيحش سخته هم فهميدنش و هضمش؛ ولي دقت كني شايد بفهمي...) دروغ تنها حقيقت زندگيه ماست خود جمله دروغه چون اگه راست بود ميشد دومين حقيقت زندگيه آدما. يعني اگه راست بود=< اولين حقيقت ميشد دروغ و دوميش ميشد همين جمله. پس در نتيجه همه چيز دروغه. با توجه به حرفايي كه زده شد: هر چيزي كه دروغ باشه حقيقت داره. يعني خدا حقيقت زندگيه ماست پس دروغه.(يا بر عكسش : چون دروغه حقيقت زندگيه ماست!؟ ميشه ديگه؟) عشق و پول و تلاش و مال اندوزي و تفريح و خوشي و غم و ... همه شون دروغه محض اند. ولي بخشي از حقايق زندگيه ما هستن. پس به چيزاي دروغين دل نبنديم. خدا تماما دروغه چون تا بحال كسي نه احساس كردتش نه ديدتش نه... درسته؟ خوب از اونجا كه ذهن آدميزاد نميتونه هرگز تمام حقيقت رو بفهمه ببينه يا حس كنه <<<< خدا تمام حقيقت زندگيه.پس چاي پول و عشق و ... به خدا دل ببنديم. كه كل حقيقت باعث ميشه ما تمام جزء هاي حقيقت فهميده (يا همون داشته) باشيم. عده اي بر اين عقيده اند كه: خدا وجود نداره و بَشر خلق كرده تا نيازاتش رو بر طرف كنه(حالا يا بويسله ي اون آگاهان،نادانان را بتيغند، يا وقتي نتونستن دليل اشتباه بودن كاري يا چيزي رو ثابت كنن بگن خدا گفته...) خوب اگه اينم درست باشه (كه نيست چون باز ميشه حقيقت دوم) بازم به دروغي بودن خدا اشاره داره كه گفتن توي اين دنيا هرچي دروغ باشه حقيقت داره. حتي خود دروغ. به اميد اينكه حرفام شما رو به فكر وا داره و به اميد اينكه حرفام شما رو به خدا نزديكتر كنه نه دور تر چون اينا عقايد شخصي منن اگه كسي احساس كرد داره گمراه ميشه بگه ، من تا جايي كه بتونم راهنمايي ميكنم. فداي همه ارس
بين ما و شما نسل قبلي ها كلي فرق هست و كلي فاصله. چطوره يه كم درد دل كنيم؟ ها؟ ارس آره چيزي كه مونده واسه ما كلي تشر و دعواس توي قصه ها يي كه از جووناي جنگ ميگين ولي حقيقت كه نرسيده دست ما خودتون خوب ميدونيد چي ميگم از منو امثال من شدين خسته ها؟ باشه من با لباس مشكي و ريش و يقه ي بسته ميرم ميشم استخدام ولي نميذارم نسل بعد بشه مثل من نميزارم واسه مدل مو بشن استيضاح اين همه منت چيو بايد نشونمون بده كه شما در رفتين از زير دست شاه باشه من با يه ايمان ضعيف ادامه ميدم به اين زندگي پرجبر و استعمار ببينم مگه اونموقع همه جنگيدن؟ چند نفر از جنگيدن كردن امتنا چند نفر جنگيدن برسن به مقام؟ چند نفر نرفتن ولي دارن ادعا؟ چرا ما بَديم واسه لباسمون يا نه؟ اشتباه خودتون و انداختين سر ما؟ حالا نسل سوخته كيه؟ شما يا ما ما بي گناهيم آره اينه شعار ما مثل نگاه يه شاهزاده به يه آشغاله آره مثال نگاه كردن شما به ما گناهمون اينه خجالت نميكشيم ... فرياد كنيم اونچه مونده تو دلمون خجالت نميكشيم اعتراض كنيم نميترسيم حرف بزنيم پشت تريبون
مرگ بر ما با اين قوانين زشت مرگ به هر قانوني براي عشق مرگ به رابطه هايي كه ميگن از نخورده بگير و به خورده بِده ش مرگ به واژه ها ، مرگ به همه چي مرگ به دنياي كوچيك با كلي تنش مرگ بر ما كه از زندگي چيزي نفهميديم جز غرور و سرزنش جز اينكه جووني بره بمونه حسرتش جز اينكه بفهمي آدم و كجا بستنش همه زنده ولي متنفر از دنياي مسخره چون ميدونن هر چي بدي هست بده ولي مجبورن ، چه كنن آخه وقت كمه وقت تنها دشمني كه نميميره با اسلحه همه ميخوان وقتشون از دست نره چيزي كه داره از بين ميره باقيه نسلمه رو ورق دستاي خستمه كه هرچي ميتونسته خط زده آره سكوت ديگه بستمه هر چي فرياد داشتم بستمش رو بيت ادامه ديگه سختمه بدون، آينده ها توي دستمه
خداخافظ خداحافظ
روزاي خوب بچگي بهترين
روزاي عمر تو زندگي خدافظ
كه ديگه بينمون، يه فاصله قد
هفت، آسمون شد حاصله بازيه
دست تقدير، و ما مناسبه همه
سختيا شديم تو، مناقصه بخواب
بچگي، تا نشم مزاحمت كه
موند ازت فقط يه خاطره چه
روزايي بود، وقتي بچگي تو
مشتم بود و، من مراقبش نبودم
و، كردم آخرش متاركه زندگي
به پيش ميبره، اين معادله خداحافظ،
من به يادتم اگر چه سخته كه هي كني، تو با خودت
مجادله آره،
ندونستم قَدرتو، تو قدرمو و ميدوسنتي
و باختم حتي تو، مقايسه وقتي
بچه بودم آرزوم اين بود كه
بزرگ شم ، و زود دير شد حالا
بزرگم، و ميخورم حسرته روزايي
كه آخرش، خود اين شد خداحافظ
رفيق كه ثانيه،هاي ساعت ميگه،
به من، كه بگذرم، از تو راحت خداحافظ
خنده هاي، كودكانه بي بهانه خدانگهداره
هرچي باران، با ترانه خدافظ
نگاهه معصوم ، كه بي گمان بود
هميشه با خدا و بي گناه تنها
كار درست من تو اين زمان خداحافظ
،كفش به پا، كردنه اشتباه يه
ذهنه پر، براي كلي اختراع كه
شد پر از امتنا ادعا انتها پر
از اشتباه اشتياق امتحان و
احتمال و اقتضا و اضطراب خندها
كه شد، گريه هاي بي صدا تو
اطاق و شوق عشق و افتخار ي
كه شد نفرت و اميد افتضاح و
زود پير شدن ، بدونه اختيار تو
كلاس و درس و مشق و احترا مه
زوركي، به اوليا، و به معلما وقتي
هيچ كسي درك نكرد تورو تو
هم ميكني از ادامه امتنا وقتي
بچه بودم آرزوم اين بود كه
بزرگ شم ، و زود دير شد حالا
بزرگم، و ميخورم حسرته روزايي
كه آخرش، خود اين شد چي
موند برام، جز اينكه اعتماد نميكنم
به هيچ كسي، به جز خدا ترس
از عاشقي، به جاي ازدواج بي
هدف، قدم، ميونه كوچه ها ميزنم،
بدون بچگي و آرزوهاش با
كلي تجربه، به قد آسمونا يكي
بگه، گله كنم، آخه به كي؟ به
خودم، تو دوران بچگي؟ بچگي
يادته، وقتي، به دنيا اومدي همه
خنديدن و، تو گريه كردي حالا
بخند، كه من، جورتو ميكشم به
جات گريه ميكنم، روزو شب چيزي
ازت نمونده جز يه تصوير جز
يه رد، كه نداره حتي وصفي خداحافظ
بخواب، ديگه بايد برم ولي
ما، تا هميشه، بيادت هستيم وقتي
بچه بودم آرزوم اين بود كه
بزرگ شم ، و زود دير شد حالا
بزرگم، و ميخورم حسرته روزايي
كه آخرش، خود اين شد
واسه يه بارم كه شده بيا قصه رو يه جور ديگه نگاه كنيم دخترك تنها بود و نگرون خيره شد به خنده ي ديگرون تصميم شو گرفت گرسنه بود گفت بيخيال نجابتم درسته اون يه روزي بدردم ميخوردولي ديگه نميخوره پاشيم بريم هنوز دو دل بود كه بره يا نه نميدونست دلشو داره يا نه هي با خودش كلنجار رفت بَعده خيابون باس كجا رفت؟ با خودش فكر ميكرد كه كاش اونم چند تا ، همكلاسي داشت تا نور سرخ كلان و ديد يادش افتاد اون جهنم كثيف ياد پدري كه مادر و ميزد مادري كه ميكرد نصيحت كه درس بخون و مث من نشو مثل من بد بخت نشو سنگ نشو يهو پاشد ، دلشو زد به دريا و هر چي فحش داشت داد به دنيا و رفت تو خيابونو ماشين و بوق باز جريان تكراريه دم غروب همه ميدونن چرا اينجوري شد چرا دخترك قاتل جووني شد چرا همه اون دختر و مقصر ميدونن چرا بچه هايي كه دكتر و مهندس ميشدن همه ناكام موندن از آرزوهاشون چرا جوونامون همه از زندگي سير شدن نميدونم بزار بريم سر اصل مطلب سر داستانه دختركِ بي مقصد آره بي هدف برميداشت قدم تو خيابوني كه نميشناخت اصلا اولش هر كي واسش بوق زد كلي فحش شنيد و زود رفت كم كم عادت كرد و ديگه فحش نميداد ميدونست ديره دم صبح شد و دخترك گرسنه شب و صبح كرده بود درسته بوق اولين ماشين و كه شنيد داش قلبش ميتپيد خيلي شديد بوق تكرار شد و دخترك با بغض شد خيره به طرف يارو پرسيد شبي چقد ميخواي؟ گفت قد غذا با جاي خواب گفت باشه بپر بالا ولي هنوز ترديد داشت و ، نداد بروز سوار شد و رفتن سمت مكان يارو هي دم ميزد از مرام دختر ساكت بود و قلبش داشت واي ميستاد و رنگش پريده بود ، ولي جيك نميزد كاش اسب فرارشو زين نميكرد چرا همه اون دختر و مقصر ميدونن چرا بچه هايي كه دكتر و مهندس ميشدن همه ناكام موندن از آرزوهاشون چرا جوونامون همه از زندگي سير شدن نميدونم بزن كنار من پياده ميشم چون كه من اينكاره نيستم سرعت بيشتر شد و انگار حرف دخترك شده بود انكار ولي دختر دوباره كرد تكرار و گوش يارو نبود بدهكار گاهي با ياد خدا گريه ميكرد ديگه راهي نبود بايد ميرفت وقتي رسيدن دختر ترسيد و كاري رو كرد كه بايد ميكرد خواست در بره يارو نذاشت حتي واسه تمنا راهي نذاشت گفت ولم كن وگر نه جيغ ميزنما يارو گف رگتو با تيغ ميزنما دخترك كرد ،از خودش دفاع سنگ خوني شد از دستش رها خبر داد به پليس بعد اعتراف پيش قاضي و بريدن حكم اعدام كسي رو نداره بياد ، به ملاقات نشسته يه گوشه ميكنه مناجات فقط خدا ميكنه اونو دركش نشسته چشم به در منتظر مرگش مرگ اون ميگيره تحت شعاع زندگي همه حتي منو شما حالا بازم معتقدي گناه كار دختركه؟ مرگش تقصير كيه؟ خونوادش يا جامعه؟ شايدم قاضي ؟ كي ميدونه؟ راستي همه دم ميزنيم از مرام چند تامون مث اون يارو ايم؟ نميدوم من كه هنگ ام قضاوت با شما
بعضي وقتا دلت ميخواد فرياد بزني ولي نميزني!!؟!! دركت ميكنم چون الان منم همين حس و دارم آره ولي ارزش آدم به حرفايي كه براي نگفتن داره ميخوام فرياد بزنم چونكه كلي حرف دارم واسه نگفتنش كلي صبر توي ژرف دارم ولي فايده نداره تا كي سكوت كنم با سكوتم نميخوام بازم ركود كنم آره اينم درد منه كه منو آتيش ميزنه صبرم ديگه مرهم روي دردم نميزنه هردم كم كم سهمم ازغم بيشتر از همه شد و له شدم زير مشكلات بهمن واره كمرنگ داره ميشه حرفم تازه مرگم ميشه آرزوي هركس آره پس من با كدوم اميد واهي بشم راهي توي راهيكه كسي نشمرده توش تا سي اي واي بازي داره سخت تر ميشه بازيگرم اين روزا داره كمتر ميشه همه دارن دور ميزنن و دور ميخورن مسابقه ي دو ميزارن و نرسيده دور ميزنن ديگه بسته ميخوام دردم و بگم روزاي فصله اين پهنه رو بگم آرزومه فقط يه بار منو درك كنن خدا راضي ميشي آرزوي مرگ كنم؟ خدا چند تا سواله كه هنوزم بي جوابه ميبيني كه زندگيمم چطوريه تو زواله واسه منه بدبخت كه شدم آواره نميشه بازكني يه راه حل، راهه چاره؟ دل خوشي از بنده هات كه ندارم نميخوام بگم از همشون كينه دارم دورم پره از تلخترين خاطره ها دارم ميگذرونم سخت ترين ثانيه ها سخت نيس خنجر، بخوري از هر كس كه واسش يه روزي كشيدي زحمت بد نيس غريب باشم حتي توي شهرم كم نيس كه همه يهو بكنن تركم دست نيس كناره من نميگم تو دستم بس نيس واست، باز بگم ادامه ي دردم فراموش كن همه حرفامو حتي اينا رو پس برگرد و توي راه من نيا تو ديگه بسته ميخوام دردم و بگم روزاي فصله اين پهنه رو بگم آرزومه فقط يه بار منو درك كنن خدا راضي ميشي آرزوي مرگ كنم؟ ميدوني اگه يه درد توي دلت بمونه هي مست حل كردنش ميشي تو بدونه مي هي مرد پاشو نداره اين زمونه خير طي كن مراحل و بكن يه دوره سِير
اينجا هوا ابري ميشه زير سوال ميره رييس جمهور و حتي خود خدا اگه بارون بياد ميگن هوا تخميه هميشه سر دو راهيا شرايط سختيه اينجا هر كي يه ساز ميزنه و حتي خودش به ساز خودش نميتونه برقصه ولي دورش پره از ابلهايي كه احمق تر از احمقن و حرفشون اينه : نفت بنزين با حق من اينجا هر كي با ننه باباش ميكنه قهر ميره رپ ميخونه ميگه حاليشه فقر همه تو كوچه بن بستاي اين بيراهه محون فك كردي اينجا كجاست؟ ايرانه احمق صاف راه بري ميگيرنت آخه صاف ميري چپ نگا كني رفيقت ميگه چيه داف ديدي؟ اينجا يه تمدن داره از عهد بوق كه هنوز جاي پيشرفت بيشتر ميزنتمون زمين هر روز فكر كردي كجايي توي غرب وحشي؟ ميدونم نميخواي طعمه ي حرف من شي؟ منم نميخوام بذارمت زير ذره بين نترس نميخوام دنبالت كنم با دسته بيل ميگم فقط چشاتو وا كن و جوابه خدا رو بده كه اين هرج و مرج چيه تو ايران زمين؟ آبي با قرمز بازي داره آخه مگه گناهكاره راننده اتوبوس شهري كه هنوز بدهكاره حالا يكي راي نياورد تو بجنگي چيزي عوض نميشه و تو ميشي قربانيه مردي اسلحه به دست اينجا جهانه سومه فراموش كردي مگه تو پسر كجايي خيلي راحت ميزنن رگتو آب از آب تكون نميخوره مگه ندا رو نديدي؟ نشون بده اگه جز حرف كاري كردنو تو ديدي اينجا آدما شيشه خورده دارن با همديگه بگي بالا چشت ابروس واسشون سنگينه همه مسلمانيم ولي با همديگه دشمنيم اينجا جواب سلام واسه همه حرامه جز مشتري نميدونم ماليات ميديم واسه كدوم امكاناته شهري همين كه خودمون با خودمون جنگ داريم كم ني راهي به در پيشرفت نداريم جز پر و بال دزدي چيه ؟رسيدي به كوچه علي چپ از در پشتي؟ فكر كردي كجايي توي غرب وحشي؟ ميدونم نميخواي طعمه ي حرف من شي؟ منم نميخوام بذارمت زير ذره بين نترس نميخوام دنبالت كنم با دسته بيل ميگم فقط چشاتو وا كن و جوابه خدا رو بده كه اين هرج و مرج چيه تو ايران زمين؟ تا حالا بچه رو ديدي كه رو پل عابر پياده منت كنه خودتو وزن كني؟ آخه بيچاره چشاتو بستي نميدوني كدوم بد بخت بي خوابه و كي با چشم خيس و دل خون هر شب ميخوابه ولي خوب ميدوني دختر همسايه كي ها پريوده خيلي شيطون شدي هستي فقط فكر خودت آخه حقم داري بيكلاه سر هركي به فكر اجتماعه اينكه بخواي خوب باشي خودش كلي اشتباهه اينا حرف من نيست نظرياته مزخرفه توعه واسه همين جهان از فقير و صقير پره كاش جاي اينكه من زنده بودم و فكر ميكردم همه فقط يه روز ، مث من فكر ميكردن آخه من دلم خون ميشه و چشام پر با ديدن اينهمه تبعيذ و تحقير و تنبيه و تفرقه كه موجب شده حرفام بشن شامل دردِ غم تا شايد امثال تو بشن شاهد درد من
تو پول داشته باش ايدز نميگيري كه درمان كني تو پول داشته باش حرص نميخوري كه فرياد كني تو پولتو رو كن پسر بقيش رو بسپار به من تو پول داشته باش زندگي رو سير كن يه سر زندگي ، هِ فقط يه قانون داره بُرده ، كسي كه گنج قارون داره نه بهت گير ميده حتي پليس نه لازمه يقه ي بسته با ريش نميشه فقير باشي وپولدار شي يه شبه نه بعد يه عمر هنوز پس اندازت كمه ميدوني راه درست به جايي نميرسه پوله كه پول مياره نه تن خسته ببين ! ، نميگم دزدي خوبه ولي بگو صاحب خونه شدن كه بد ني ؟ كي دوس نداره زير پاهاش بنز آنچناني؟ كيه كه روش نشه با بنز بره خواستگاري؟ ولي ميگن درس خوبه ، بخوني ميرسي به آرزوت ، ولي اين همه ليسانسه كي رسيد؟ به ثروت به خونه به دختري كه ميخواستو؟ دختر خوب ميخواي تنها راهش رياست خوب تو پول داشته باش ايدز نميگيري كه درمان كني تو پول داشته باش حرص نميخوري كه فرياد كني تو پولتو رو كن پسر بقيش رو بسپار به من تو پول داشته باش زندگي رو سير كن يه سر مورد از روزگار نيس ما آدما برعكسيم تو عذابه كركس و لاشخور هر كس نيس هميشه تو خيابونا كه ميزني قدم ميگي به خودت پول ندارم پس آدم بده منم و تنم و وقت و واسه شندر غاز دادم هدر و پدر خودم و در آوردم بدون هدف آخه مگه تو چي از بقيه آدما كمم مگه اونا رو مث من نميذارن تو كفن؟ كه من پياده و پول سوار جت بره به درك كه من سگ دو بزنم و شيشه عمر بخوره ترك با فقر،غول بي شاخ و دم بايد بشي طرف تا بدوني چوب تا كجاهاي آستينت نرفت زندگي لا مذهبم مث مسابقه ي دو ميمونه و اگه زمين بخوري كمكت نميان مگه كي جونشو از سر راه پيدا كرده كه با تو زير دست و پا له شه يا بميره يا بد تر ، بره تو كما تو پول داشته باش ايدز نميگيري كه درمان كني تو پول داشته باش حرص نميخوري كه فرياد كني تو پولتو رو كن پسر بقيش رو بسپار به من تو پول داشته باش زندگي رو سير كن يه سر ميخواي دردتو فراموش كني سيگار دود ميكني و عمرت ميشه طلف و ميشي بيمار زود و زود تر از دنيا ميري و بازنده ميميري مگه يبار بيشتر زنده اي كه نميخواي ببيني حرص نزن ولي تلاش كن، نه خودتو گول نزن نه نه واسه پول اصلا تو يكي هول نزن اگه تو بدويي دنبالش در ميره با سرعت نور بشين مياد طرفت بگيرش اين تنها فرصتت بود اگه هر جا شانس ، بهت رو كرد شاش نكن به بختت كه بعد نگي اي كاش خدا جون دوباره فرصت بدي آدم شم فك نكني خدا پشت كرده بهت لا مذهب كجاي دنيا كار و ننگ ميدونن اگه يه كم دقت كني ميبيني ديگه دخترا هم از پدر پول واسه جهيزيه نميخوان پس تو هم مفت خوري رو بذار كنار همراه كفر نِعَم تو پول داشته باش ايدز نميگيري كه درمان كني تو پول داشته باش حرص نميخوري كه فرياد كني تو پولتو رو كن پسر بقيش رو بسپار به من تو پول داشته باش زندگي رو سير كن يه سر
می دونی ، دلم از خیلیا گرفته نگفتنش سخته هر چند گفتنش سخت تره ولی بزار بگم از اول قصه ای که حتی شروع نشده مثل اینکه دوباره دلم گرفته از وصله ای که میزنم به ، قلب خسته ای که از بس ، شکسته نداره حس دیگه جز ، درد ، جز زمستون سرد تو قلبم ، نبوده فصل دیگه میگم به خودم زندگی بسته دیگه نگو بهم شاد باش ، بخند ، به غم که من ، دارم به خنده حس کینه نگو بیا سختی رو فراموش کن که جز دست رد ، نمیزنم دست دیگه دلم پره ولی جلوتون سکوت میکنم تو دلم میگم آره ، ولی خیلی دیره وقتی چیزی واسه گفتن نذاشتن رکورد غم دستمه ، تمومه قصه اینه فقط یه بار زنده ایم ، ولی صد بار میمیریم یه بار زنده ایم ولی جز سختی چیزی نمیبینیم اگه دنیا قشنگ بود ، چرا من موقع تولد باید میگریستم با زجر یا با تنفر نگو قشنگه اگه بخوام که خواستم نشد از نصیحت دست داد بهم حاله تهوع همه لالایی بلدن و کسی خوابش نمیبره چون حسی به لالایی شون ندارن یه روز تو هم به حرفم میرسی حقیقت اینه آینده ای نیس الان تو آینده ام با چشای خیس به گذشته فکر میکنم و حسرت میگیره وجودمو ، میگم پس من پیشرفتی نداشتم ، زنده مُردم من فقط زجر کشیدم ضمن مُردن جلوت یه جونور و زنده خوردن خنک نمیکنه دل سوختمو صفر مطلق واست حرفام ، مثل طعمه است داستانمو میگم ، تو قصه کن پس یا لالایی واسه جوونه دپرس محرض آزمایش حرفام مفته ولی یه تست گُندست
دوباره من ، قلم ، کاغذ با هم دوباره سر، درد ،شب با رپ بازم به صبح میرسونم و سازم می نوازه هر چی درد غم و ماتم باز میخوام ، بگم چشمم خونو بغضه گلوم لباس غم ، به تن دارم از جنس ساتن آدم پاشو فرزنداتو ببین چطور زندگی میکنن که انگار آدم نیستن ذاتا کیلومترها بری جلو نمیبینی سر راهتم یه نصفه آدم برس به دادم به حس آدم بودنه من کمک کن تو رو خدا آدم یه عالم پر دشمن که نکشم نفس راحت خفه است بازم ماه تو حوض آبم هوس زده به سر تو دراز نکن پاتم از گلیمت بیشتر ...
ميگن تو مزارعي كه آفت ميزنه سم پاشي ميكنن تا آفتا بميرن. و در ادامه ميگن آفت هايي كه زياد در معرض اين سموم قرار ميگرفتن بدنشون جهش ميافت و خلاصه اينكه مقاوم ميشد در برابر سم. خدا جون تا كي تو اين جهنم نگهمون ميداري؟ والله به خدا ديگه پوستمون كلفت شد ديگه از اين آتيش خسته شديم بسته تو رو به ۱۴ معصومت درِمون بيار يا يه وضعيته بهتر درست كن يا بكشمون ببر پيش خودت.
سلام میدونید چی شده؟ منو گرفتن به جرم شیطان پرستی میگم آخه خدا جون ! فدات شم ! یه عمر عزای حسینت و داشته باشیم و نمیگم یه عمر نماز ولی هر دم نماز که خوندیم این ظلم نیست بهم بگن شیطان پرست؟ تازه نگان کنین خیلی ساده میپوشم خیلی ساده موهامو شونه میکنم. یارو نگاه میکنه میگه از قیافتون معلومه. میگم آخه مرتیکه .... من از این ساده تر بلد نیستم اگرم بده برو از مغازه ها جمع کن... بگذریم فعلا با وصیغه بیرونم ببینیم چی حکم میده دارم به این نتیجه میرسم که از ایران باید رفت چون ما رو تو استدیو گرفتن نمیگن رپرین میگن شیطان پرستی .... خدایا! باز بزرگیتو شکر
|
درباره وبلاگ |