تبليغاتX

دل نوشته های کسی که به ته خط رسیده

I aM " D £ a D £ n D "

می دونی ، دلم از خیلیا گرفته

نگفتنش سخته

هر چند گفتنش سخت تره

ولی

 

بزار بگم از اول قصه ای که

حتی شروع نشده مثل اینکه

دوباره دلم گرفته از وصله ای که

میزنم به ، قلب خسته ای که

از بس ، شکسته نداره حس دیگه

جز ، درد ، جز زمستون سرد

تو قلبم ، نبوده فصل دیگه

میگم به خودم زندگی بسته دیگه

نگو بهم شاد باش ، بخند ، به غم

که من ، دارم به خنده حس کینه

نگو بیا سختی رو فراموش کن

که جز دست رد ، نمیزنم دست دیگه

دلم پره ولی جلوتون سکوت میکنم

تو دلم میگم آره ، ولی خیلی دیره

وقتی چیزی واسه گفتن نذاشتن

رکورد غم دستمه ، تمومه قصه اینه

 

فقط یه بار زنده ایم ، ولی صد بار میمیریم

یه بار زنده ایم ولی جز سختی چیزی نمیبینیم

اگه دنیا قشنگ بود ، چرا من موقع تولد

باید میگریستم با زجر یا با تنفر

نگو قشنگه اگه بخوام که خواستم نشد

از نصیحت دست داد بهم حاله تهوع

 

همه لالایی بلدن و کسی

خوابش نمیبره چون حسی

به لالایی شون ندارن

یه روز تو هم به حرفم میرسی

حقیقت اینه آینده ای نیس

الان تو آینده ام با چشای خیس

به گذشته فکر میکنم و حسرت

میگیره وجودمو ، میگم پس من

پیشرفتی نداشتم ، زنده مُردم

من فقط زجر کشیدم ضمن مُردن

جلوت یه جونور و زنده خوردن

خنک نمیکنه دل سوختمو صفر مطلق

واست حرفام ، مثل طعمه است

داستانمو میگم ، تو قصه کن پس

یا لالایی واسه جوونه دپرس محرض

آزمایش حرفام مفته ولی یه تست گُندست

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

دوباره من ، قلم ، کاغذ با هم

دوباره سر، درد ،شب با رپ

بازم به صبح میرسونم و سازم

می نوازه هر چی درد غم و ماتم

باز میخوام ، بگم چشمم خونو بغضه گلوم

لباس غم ، به تن دارم از جنس ساتن

آدم پاشو فرزنداتو ببین چطور

زندگی میکنن که انگار آدم نیستن ذاتا

کیلومترها بری جلو نمیبینی سر راهتم

یه نصفه آدم برس به دادم به حس آدم

بودنه من کمک کن تو رو خدا آدم

یه عالم پر دشمن که نکشم نفس راحت

خفه است بازم ماه تو حوض آبم

هوس زده به سر تو دراز نکن پاتم

از گلیمت بیشتر ...

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

ميگن تو مزارعي كه آفت ميزنه سم پاشي ميكنن تا آفتا بميرن.

و در ادامه ميگن آفت هايي كه زياد در معرض اين سموم قرار ميگرفتن بدنشون جهش ميافت و خلاصه اينكه مقاوم ميشد در برابر سم.

خدا جون تا كي تو اين جهنم نگهمون ميداري؟

والله به خدا ديگه پوستمون كلفت شد ديگه از اين آتيش خسته شديم بسته تو رو به ۱۴ معصومت درِمون بيار يا يه وضعيته بهتر درست كن يا بكشمون ببر پيش خودت.

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

سلام

میدونید چی شده؟

منو گرفتن به جرم شیطان پرستی

میگم آخه خدا جون ! فدات شم ! یه عمر عزای حسینت و داشته باشیم و نمیگم یه عمر نماز ولی هر دم نماز که خوندیم این ظلم نیست بهم بگن شیطان پرست؟

تازه نگان کنین خیلی ساده میپوشم خیلی ساده موهامو شونه میکنم. یارو نگاه میکنه میگه از قیافتون معلومه. میگم آخه مرتیکه .... من از  این ساده تر بلد نیستم اگرم بده برو از مغازه ها جمع کن...

بگذریم فعلا با وصیغه بیرونم ببینیم چی حکم میده

دارم به این نتیجه میرسم که از ایران باید رفت چون ما رو تو استدیو گرفتن نمیگن رپرین میگن شیطان پرستی ....

خدایا! باز بزرگیتو شکر

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

سلام من فعلا از اینتر نت به دورم ولی به محض اینکه دسترسی پیدا کردم حتما با تکستای جدید میام و کلی پیشرفت.

فدای همه

ارس

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

بدنم بي حس

پر استرسه

كسي كه مي ترسه

اون داره ميرسه

 

ميره و ميبينه

ادامه نميده

نشسته بيهوده

شكسته جون ميده

 

صداي تلويزيون

ميگه كنكور نزديكه

همه جا اسم اون

هستش و فردي كه

 

فكر ميكنه ميتونه

سر جلسه ميدونه

كه اگه نتونه

ميره ميشه ديوونه

 

حالا حتي اسم اون

نيستش توي اون خونه

حالا شده ديوونه

پشت كنكور ميمونه

 

يكي ميگه كه بره

خدمت كنه مردونه

حالا تو يه دوراهي

نشسته شعر ميخونه

 

خدا خدا ميكنه

يكي كمكش كنه

آدم خوبي نبوده

خودش اينو ميدونه

 

نشسته فكر ميكنه

خودشو بكشه يا خدمت بكنه

بشينه پشت كنكور

يا كه فرار بكنه

 

اينجا پر سختيه

پر بدبختيه

پر دو راهيه و

پر از اسم تختيه

 

ولي راهي كه اون رفت

ديگه وجود نداره

بخوايم مثل اون بشيم

اينجا راهي نداره

 

بابا ننه هِ ميگن درس خوبه

ولي نميدونن مشكل بچه هِ

فقط ميخوان دانشگاه بره

ولي درك ندارن دانشگاهم خرج داره

 

تو خرج مدرسه موندن

ولي ميگن دانشگاه بري فرق داره

فكر ميكنن كشكيه

يكي ما رو درك كنه

 

والا ما هم آدميم

بخدا ما هم دل داريم

يكي صدامونو بشنوه

بخدا ما هم جون داريم

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

16 اكتبر سال 2008-10-16

تمام شهر آلوده به ويرووسي بنام هوس بازي شدن و عده اي كه سالم موندن رفتن تو جبهه ي غيبت كنندگان...

من با زخم هايي بر جسم خسته و با فكر هايي شيطاني به زندگي ادامه ميدهم ولي نميدانم . آيا ميتوان كار هايي كه در ذهن دارم انجام داد و عملي كرد يا نه...

با خدا باش پادشاهي كن بي خدا باش هر چه خواهي كن...

اين جمله اي بوده كه تا الان موجب شده زياد از راه به بيراههه نروم... ولي اين بار ميخوام براي يك بار هم شده بعد شب خوابيدن و بعد از اولين طلوع و اولين آذان صبح و درست بعد از نماز صبح دگرگون شوم. زين پس ميرم به جبهه هايي كه تا كنون نرفته بودم . ميروم تا خود را بيابم.ميروم تا در كوچه پس كوچه هاي غربت مخصوصا كوچه هاي شرقي به گردان تيكه اندازان بپيوندم تا همرنگ جماعت شوم. چاره اي نيست . وقتي آنگونه است كه نبايد باشد چه فايده؟

اين نيز بگذرد. شب را قامت خسته به صبح ميرساند تا ببينم دگرگوني آسان ميگذرد يا سخت؟ تا ببينيم ممكن است يا نه...

باز خواهم آمد . مهم آمدن نيست مهم اين است كه

I'm alive yet…

من هنوز زنده ام.

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

توي اين جهنم سرد

نيس چيزي جز سختي و درد

ديگه آب نداره گلدون

گلها شم كه مرده بي درد

 

ديگه حتي لب طاقچه

هيچ كسي شمعدون نداره

جاي بغض توي سينه

هيچ كسي غمي نداره

 

فرش دست باف توي موزه

آب نداره ديگه كوزه

آدم از غربت و دوري

از چيزي نميسوزه

 

هميشه خسته و مرده بودم

زير بارون آب نخورده بودم

هيچ موقع تنم رو با يه سيگار

توي سرما گرم نكرده بودم

 

هميشه تنها فراري بودم

كه حقيقت و دور كردم

خودم و تو دروغ ها

هميشه من گم و گور كردم

 

ديگه نايي نمونده واسم

ديگه حتي نوا نمونده

خدا هم دوستم نداره

بخدا خدا نمونده واسم

 

ولي من دوباره باز هم

اومدم با بي كسي هام

ميگم از دلواپسي هام

ميخونم با اطلسي هام

 

ولي گوشي نمونده كه اون

بشنوه صداي اين درب و داغون

ديگه حتي نه صدايي

نه حتي يك نفر باهامون

 

ديگه ميكشم راهمو

ميرم از دنياي غربت

ميرم من سوي حقيقت

ميروم سوي رقابت

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

با همه قهرم

قهره قهر حتي نميخوام ريخت كسي رو ببينم ولي چه كنيم كه مجبوريم آخه اطاق نداريم كه واسه دستشويي و غذا خوردن در بيايم و خلوت كنيم...

قهرم با آمايي كه يك عمر منت كاري رو كه واسم كردن و ميذارن . با اونايي كه منت نون دادن بهم رو ميذارن با همونايي كه كه وسايلي كه به اسم جايزه واسه من گرفته شده رو استفاده ميكنن و اگه ما اعتراض كنيم كشكه ولي هر لحظه بخوان ميتونن كامپيوترشون رو ازم بگيرن.

با كسايي كه وقتي خودشون با يه شعري همخواني ميكنن خوبه ولي ما كه ميكنيم خوانندگيمون گرفته و بايد نخونيم. با كسايي كه ميبينن دارم زجر ميكشم ولي نميخوان كمك كنن. اونايي كه واقعا زحمت ميكشن ولي من نميبينم والله من نميبينم واسم كاري كنن ولي همش منت ميذارن . انگار مثلا ما بابا شيم نبايد به بچه مون غذا بديم كه اينا منت نوني كه بهمون ميدن رو هم ميذارن. اعتراضم داشتي ميتوني بري بيرون واسه خودت كار كني واسه خودت بخوري. با همه قهرم. همونايي كه ميگن پول هر روزتو آخر روز ميدم... با اونايي كه درك نميكنن اگه منم مثل بقيه دوستام باشم ميفهمن من چي بودم و هستم ... با اونايي كه اونقدر شك دارن كه فكر ميكنن اگه كامپيوترم و از خونه ببرم يه كامپيوتر ديگه ميارم ... با همونايي كه حرف زدني كلي اعتبارن كلي معرفت كلي شرف ولي هيچ كدوم چيزايي كه گفتم رو ندارن.

قهرم با خدايي كه بخواد ازم بابت اشتباهام انتقام بگيره . مگه نميگن خدا ارحم الراحمينه؟ پس چرا ما رو اينجوري بعد اشتباهمون مورد انتقام قرار ميده و وقتي هم سعي ميكنيم خوب باشيم اونقدر موقعيت رو سخت ميكنه كه واقعا نميشه بهتر از قبل بود . قهرم با خودم كه حتي نميتونم به كسي بگم بابا من تنهام يكي منو درك كنه ؛ فقط يه كوچولو نميگم خيلي دركم كنه فقط يه كوچولو بفهمه چي ميگم . بعد از اينكه فهميد يا حتي نفهميده اميد بي خود نده . بابا به چه زبوني بگم؟ با همه قهرم . يعني همه با من قهرم. حتي ديگه باباتم بهت يه چيز بگه جواب ندي روش باز شه بيشتر گير بده واقعا ديگه نوبره. تازه بد بختي يكي دوتا كه نيست كه بعد اينكه هيچ امكاناتي به آدم نميدن و آدم معترض ميشه دستش و رو به در ميگيره ميگه ناراحتي؟ بيرون .

هيچكي نميدونه تا حالا چند بار خواستم خود كشي كنم چند بار توي خودم مردم چند بار جلوي خودمو گرفتم و چند بار ديگران جلومو گرفتن ...

هيچكي نميتونه بفهمه كه دلم از چي گرفته هيچكي نميتونه بفهمه كه صدام از چي گرفته ...

واقعا راست گفته اينجارو راست ميگه كه: هيچكي نميمونه تا با من تو راهم همسفر شه آخه ميترسه كه با من با دلم دربه در شه...

قهرم با فرشايي كه تو خونمونن با تابلو هايي كه آويزونن با ساعتي كه هي داره نشون ميده كه بزرگ شدم ولي هيچ پُخي نشدم قهرم با تلوزيوني كه اسما مال منه ولي شايد روزي 5 دقيقه هم پاش نشينم...

با همه ي اجسام با همه ي اشخاص با همه ي چيزايي كه وجود دارن قهرم .

ميدوني وقتي كه هيچ كي دركت نكرد بايد خودتو بزني به ديوونگي. تنها راهش همينه اينو قبلا به چند نفر گفتم و اونا گفتن نميشه خيلي خيلي سخته ولي من ميخوام ممكنش كنم.

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

شبي باري تعالي من را صدا كرد

مرا در غربتم تنها رها كرد

كه ناگه افتادم از آسمان در

آغوش يكي به نام مادر

مرا با مهر و ناز و درد سر بزرگ كردند

منم آدم بودم مرا اطرافيان گرگ كردند

دلم در حسرت ديدار حق است

شرط ديدار خدا تنها يه لحظه است

گفته بود كه خود تنهاي تنهاست

من ندانستم كه اين دنيا همراه غم هاست

در جسم من خدا داند چه ها هست

ولي اندر وجود من هنوز روح خدا هست

من اين دنياي فاني را نخواهم

دلي عاشق و چون دنياي فاني من نخواهم

اگر دنياي ما دنياي جنگ است

بدان كه بازي رنگ هم قشنگ است

اگر چه رنگ ما همرنگ اشك است

ولي همواره اشك ما همدم مشك است

من فرشته آمدم در اين سرا خود

به تنهايي روم سوي خدا خود

فرشته آمدم ميروم حيوان پستي

كه چون دنيا به ما زد چند يه دستي

ما فريب سيم و زر خورديم و مانديم

هر چه خوبي داشتيم همواره رانديم

ما بازي نكرده باختيم

زندگي را با دوز و كلك ما ساختيم

ما چو حيواني دو سر همواره سوختيم

عشق پول داشتيم و چشم به درهاي زيادي دوختيم

ما خورديم خون همديگر با نِي

مرديم و شديم زنده دوباره ما هي

ما زندگي كرديم و فكر كرديم نَميريم

آنچنان مُرديم انگار هيچ نديديم

ما اذان صبح خوابيده بوديم

خاموش بوديم ولي تابيده بوديم

بخشش نكرديم و جهان زشت شد

هر كه خوبي كرد عاقبت وارد بهشت شد

آن كس ثروتش زياد است خوشبخت نيست

اگر بداني كه چه چيز خوشبختيست

آنگاه ميماني در سر سه راهي

خوشبختي آن است كه كمتر بخواهي

باز هم ديگران بهتر سرايند وصف خدارا

نه من كه نكنم با كس مدارا

بر هر طرفي روي نماييم خدا هست

او در همه جا بوده و بي چون و چرا هست

چون در همه جا هست مجوييد مکانش

گمگشته شماييد ، خدا در همه جا هست

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

ميدوني چيه؟ بعضي وقتا آدم كه دلش ميگيره گريه ميكنه بعضي وقتا ميره جايي كه حتي جن ها هم نتونستن برن ميتونن برن به جايي كه هيچ غصه اي ندارن جز اينكه بايد بزودي در بيان.

اصلا ميدوني  چيه؟ بعضي وقتا بايد آدم از خودش خارج بشه بره تو يه دنياي ديگه كه توش نميشه ، نشد و نخواهش شد نباشه هيچ فراغي نيست و هيچ وقتم نبوده يه جايي كه توش به هر چي ميخواي ميتوني برسي چون ميخواي .

راستش الان ميخوام برم جايي كه دست كسي بهش نميرسه. ميخوام برم جايي كه حتي خدا هم نتونه كسي كه دوستش دارم رو آزمايشي ازم بگيره . حتي كسي نتونه خلوتم رو بهم بزنه. جايي كه خوردن ملاك نيست بجاش بودن مهمه. خوابين مهم نيست ولي استراحت مهمه .اصلا جايي كه دلت كه گرفت آسمون برات گريه كنه شاد كه بودي باهات بخنده خواستي كسي حرفاتو گوش كنه ديگه نيازي به چاه نباشه حرفاتو به آسمون ميگي و كسي نميگه ديوونه شده . جايي كه ميرم كسي به سبيلي كه روي صورت دخترك هست گير نميده بجاش به عيب هاي خودش فكر ميكنه اصلا جايي كه ميگم توش هر كس و نا كسي نميتونه وارد شه فقط و فقط اونايي رو راه ميدم كه ميفهمن چي ميگم و همدرد منن. اصلا اونجا خدا فرشته لازم نداره واسه نوشتن خطا هاي آدمايي كه اونجان . اونجا وقتي تو يه بار بگي خدا ، خدا 10 ها بار جوابتو ميده نيازي هم به كوه نيست اصلا نيازي نيست فرياد بزني خدا آروم تو دلت كه بگي خدا خودش جوابتو ميده .

مثل اينجا نيست كه اونقدر بد بختيم كه خدا واسمون اشك ميباره از دل آسمون . اينجوري نيست كه مثل اينجا ديوارا بلند تر ميشه قفل رو فقط  و فقط يه نفر بتونه باز منه سرد و گرم نداره هميشه هوا خوبه .

مثل اينجا آدماش خنجر بدست واينستادن. اونجا حقيقت رو كه گفتي طرف نميگه اگه نميخواي هري ميشينه درستش ميكنه. اونجا دل به كسي دادن و صداقت جرم نيست كه قاضي حكم اعدام + اعمال شاقه بنويسه واست.

اونجا دود سيگار رفيقام ميشم ولي اينجا دود كه هيچي نفست بشه رفيقت خريته محضه آخه نه خودش ميفهمه نه بقيه.

واقعا اونجا كسي معني گشنگي و نميفهمه كسي هم واسه پول جون نميكنه . اينجا رو نگاه نكن همه حتي قاطي عرق هاشونم آب ميريزن . حتي نعشه گي شونم نعشگي نيست اونجا مست مست عشقن اينجا مست الكل اونجا وفا وظيفه ي هر آدمه اينجا خيانت ، اونجا قيامت نداره مستقيما تو بهشتي اينجا يه جا بد تر از جهنم.

اينجا درختا نميتونن نفس بكش اونجا آدماشم اكسيژن ميدن بيرون .

يه كم كه زندگي كني واست عادي ميشه ديگه نميتوني ادامه بدي خيلي سخته كه بتوني ادامه بدي آخه همه ي ماها از اين ميناليم كه زندگي تكراري خوب نيست واسه همينه كه سختيا پيش مياد كه وقتي دنيا به كاممونه سير نشيم. از اونجا كه خسته شدي ميتوني بياي ببيني همين دنيايي كه توش زندگي ميكنيم جاي شكر داره!

آره اينهمه گفتم كه خودت نتيجه بگيري ولي يه چيزو هميشه يادت باشه ، اگه الان يهو صور اول به صدا در بياد چيكار ميكني؟ حتما تا جا داري خدا پرست ميشي تا جا داري كمك و خوبي و .... بيا و ببين يادت باشه اگه هميشه از اين بترسي كه اگه الان صور اول و بزنن تا قيامت زياد وقت نداري و نميتوني زياد خوب باشي و پشيمون ميشي از اين كه نميتوني بيشتر از چند لحظه خوب باشي پس خوب باش كه اگه يهو توي اون لحظه قرار گرفتي احساس پشيموني نكني.

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

ميرم

شايد رفتنم دردي رو دوا نكنه

ولي مصلحت خواه من

ميرم كه شايد باشد سوي  مصلحت راه من

 

دارم ميرم آخه همه درا بروم قفل شده بود

دارم ميرم اينقدر در گوش من تو كس نگو

دارم ميرم چون كه اينجا همه دو رو و پستن

انگاري به هم رگبار دروغ و بستن

وقتي پيشتونم منو مرامتون كشته

وقتي كه رفتم بشينين فكر كنين كه چي شد شدم كشته

اين خونه قطار بوده و DeadEnd تو مثل ريلي

ديگه هيچ كسي نيست بفهمه منو يه كوچولو ولي نه خيلي خيلي

ميگين كه بچه ام تشنه ي نصيحتم چيش شد مشك من

دارم ميرم بعد من تازه ميبينين خشم من

اخه اينجا واسه من قفسه ، نيست يه جاي گرم

چي بگم بهتون كه همتون هستين زير لحاف گرم

واسه تو كه منت چيزي كه دادي ميزاري و

واسه من خير ميخواهي

ولي من موندم با اين زندگي و

يه جفت پاي خالي

 

من ميرم گرچه تو كانون شب بازه چشمم

من ميرم ولي كسي ندونست راز عشقم

من ميرم اينو ميفهمي از لرزش لب هام

من ميرم و كسي نفهميد ارزش حرفام

 

به خودم ميگم اون كسي كه دركم ميكرد

بايد برم كنم ترك ميهن

آخر ميرم كه داشته باشيد صلح و صفا

اون روز ديگه زندگي ميكنين شما با عشق و وفا

حرف من حرف يه بچه است تو گوشتون

اسم منم سايه مثل بختك رو دوشتون

اينهمه نفس كشنده و منم بين اونا

اسم من تو ليست زيادي ها بين اونا

با صحبتاتون ميگين DeadEnd و شوكه كردين

نه  سوژه ي ماهاست كه مثل جوك بخنديم

هي به خودم ميگم DeadEnd اين حرفارو كش نده

آخه DeadEnd كه دليل ورود غم توي كشوره

تو من و كارنامه به دست ميپيچوني كه تجديدي همش

نا برادري كه همه سر عمل به خاطر ميارن و ميگن تجديدي همش

اگه هر لحظه حرفام داره آزارت ميده خوب تو مورد داري

ما همه بيچاره ايم مثل وقتي بي دليل بالاي داري

پس بزار برم اعدام شم كه كاملا قصه حاظره

شايد منم آزاد بشم بعد مرگم حست حاظره

كه بشيني گريه كني و بگي منم غصه دارم

گر چه بهتره بگم كه من الان ديگه از همه چيز درسته دارم

واي اجتماعي بودم

از اولم اشتباهي بودم

 

من ميرم گرچه تو كانون شب بازه چشمم

من ميرم ولي كسي ندونست راز عشقم

من ميرم اينو ميفهمي از لرزش لب هام

من ميرم و كسي نفهميد ارزش حرفام

 

نشون دادم تو بي پولي معني صبر و تلاش رو من

دارم ميرم كه حتما خيلي ها خوشحال ميشن

بخدا خودمو ميبينم بغض گلوم

ميگيره من كه بَدَم پسر همسايه خوبه لپ كلوم

خونه بدون من پر شادي شه خوب

درخواست لباس از بابا ، هِ مسخرست پر ز حالي بابايي تو

6 ماهِ هيچي نميگم تمام دردا به سوي من كمونه كردن

ولي مثل بقيه من كي دردامو بهونه كردم؟

آره DeadEnd تو اين خانه ي غم

داستان زندگيمو ميدونستي دانه ي غم

ميكاشتي توي دلت تو كه اشك شوق ميريزي

دو روز ديگه زندگيتو با كلي شوق ميسازي

مساله اضافي بودن منه نه اينكه بي پوليه تو

خدا جون بزار بيام نگو خونه پر آسوني بي تو

 

من ميرم گرچه تو كانون شب بازه چشمم

من ميرم ولي كسي ندونست راز عشقم

من ميرم اينو ميفهمي از لرزش لب هام

من ميرم و كسي نفهميد ارزش حرفام

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

باز اومدم بگم از دنيا

هموني كه هستش باعث درد سر

اومدم بگم از اصل مشكلات

هموني كه هست باعث جنگ گرم و سرد

 

آره جنگ هست سر حقوق بشر

جنگايي بي پايه و بر عليه بشر

جنگ جهاني يك و دو

شروع شده بود سر پول بي تشر

 

سوميش شروع ميشه بزودي

اينبار براي حقوق بشر

نابود ميكنيم خودمونو

و فكر ميكنيم رسيديم بهش بي درد سر

 

آره بشر حق داره آزاد باشه

ولي بايد برسي كنيم ببينيم آزادي چيه

بشر ميتونه راحت باشه

ولي نميدونه فرقش با مردم آزاري چيه

 

آره اينه حرف من

گوش كن تو صرف من

جنگ ندارم من با قانون مملكت

نميگم بدين به من نفت من

 

ولي بدون من و تو قانون نوشتيم

بدون كه هيچ وقت ماها گنج قارون نداشتيم

آزادي يعني بدوني ممكنه قانون مشكل داشته باشه

ولي اين مشكل ناشي از اينه كه ما باروت نداشتيم

 

وگر نه بود قانون كوروش قشنگ

هموني كه بود توش، آبادي كشوري بزرگ تر از اين

قانون كوروش داشت توش كتيبه ي حقوق بشر

قانوني كه توش شايد تاثير داشته دين

 

آره آزادي اينه

كه بتوني بگردي دنباله دينه

آخرين فرستاده ي حق يعني

حضرت محمد تو مدينه

 

آره بگرد پيدا كن مشكلات ناشي از تاصب ها

و پيدا كن روش زندگي درست بدون درد سر

لازم نيست سختي بدي واسه دختر و پسر

ولي ببين جنبه اش رو هم داري بعد پسر

 

چرا بايد مسايل جنسي تو اسلام در بسته باشه

شايد يكي از اين وضع خسته باشه

ولي من ميگم ببيني دليل رو

كه خدا گفته آدم خوبه اگه بدنش بسته باشه

 

دليلش بر ميگرده به خود ماها

كه واسمون خوبه كه نفسمون نشه رها

و بكنيم هر كار اشتباهي

كه حتي تردمون كنه خدا

 

فكر ميكني آزادي حقوق بشر اينه كه

زن و مرد نگردن تو خيابون با لباس پوشيده

نه ولي اشتباه نكن آزادي اينه

كه بتوني آزاد فكر كني تو كشوري پوشيده

 

آزادي فقط واسه فكره

نه واسه ي دختر بازي جوونا

آزادي دزديدن ناموس مردم نيست

كه اينطوري فكر ميكنن جوونا

 

آره بگرد دنبال عوض كردن مملكت

آخر ميشي پشيمون هاي جوون

چون خودتم ناموس داري و خواهي داشت

فكرتو عوض كن تا زندگيت نشده ويروون 

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

خيلي خسته ام از خستگي سرودن از دنياي مسخره شعر گفتن خيلي خسته از اينكه چقدر غريبم توي دنيا كسي درك نميكنه چي ميگم.حتي پدر و مادرم نه سياوش راست ميگفت : چه درديست در ميان جمع بودن / ولي در گوشه اي تنها نشستن / براي ديگران چون كوه بودن / ولي در چشم خود آرام شكستن / براي هر لبي شعري سرودن / ولي لب هاي خوب همواره بستن ...

اره اينه داستان زندگي من مه جا بين همه در عين حالي كه خيلي خيلي خودمونيم از همه غريبه ترم. بصورتي كه هيچ كس دركم نكرد. بعضي وقتا ديگه باور ميكنم كه خودم و بزنم به ديوونگي از هر چي غصه و بد بختي راحت شم . ديگه نيازي نداشته باشم كه يكي دركم كنه ...

الان كه دارم اين نوشته رو مينويسم اونقدر از اطرافيانم بدم مياد كه اگه حتي يه كوچولو ناراحتم كنن ميذارم ميرم نميدونم كجا ولي رفتن دواي كاره.

خيلي سخته كه مجبور باشي از سفره اي نون بخوري كه منت بالا سرت باشه. خيلي سخته كه بدوني ميشه ولي نميتوني انجام بدي . تازه سخت تره اگه براي درك كردنت كسي رو پيدا نكني . والا بلا ما كه مثل امام علي نيستيم كه آخه حرفمونو به چاه بزنيم. اونقدر بد بختيم كه به چاه هم چيزي بگيم جاي گريه بهمون ميخنده . اونم نا اميدمون ميكنه. ما بخوايم بريم اقيانوس بايد با خودمون يه سطل آب ببريم كه ميبريم . بعد ميريم دريا بارون مياد لباسامون خيس ميشه لباس نداريم كه بپوشيم برگرديم. حتي نميتونيم مطابق چيزي كه واسمون تعريف شده به  كمال برسيم.آره سخته وقتي داري با دوستت درد دل ميكني بر گرده خودش باهات درد دل كنه و ازروزاي سختش بگه . خيلي سخته اگه بغض تو گلوت باشه آب بخوري بره پايين در حالي كه شايد اگه ميتركيد حالت بهتر ميشد.

ميدوني چي سنگين مياد ؟

فك كنم نتوني فكرشم بكني ، سنگين اينجاست بگن اميدي هست ادامه بده ولي كسي راهشو نشونت نده.

سخته آهنگي كه آرومت ميكنه بگن حرومه .

اگه 30 دقيقه مونده بود به آخر زندگي ميدوني چي ميشد؟

30 دقيقه به پايان زندگي = 30 دقيقه براي گفتن يك اسم = 30 دقيقه براي پيدا كردن چيز هايي كه بايد پيدا ميكردي و نكردي= 30 دقيقه به خدا = 30 دقيقه براي نشون دادن عشقت به معشوقت = 30 دقيقه مونده كه قطار زندگي از ريل خارج شه =30 دقيقه مونده تا ...

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده

ميكروفون رو بده دستم

ميخوام بازم بگم من خستم

هنوزم سر پا هستم

چشم بصيرت ميخواد اگه ميبيني نشستم

 

خستم چشمامو بستم

من يكي نخورده مستم

نشون ميدم به دنيا انگشت شستم

از همه سختيا من رَستم

 

شروع ميكنم با صداي خستم

كه منم تو اين دنيا هستم

ولي تو دنيا كسي نداده گل به دستم

يعني منم مثل همه مرده پرستم؟

 

ميام جلو با فكر و مغز باز و

بيا و بده گوش تو اين راز و

كه دارم ميخونمش من با اين ساز و

كلماتش روونه مثل گاز و

 

گوش بده نشون نده به من بازو

با اون كله ي تاس و

ميخوام بخونم من واست تا صبح

اين شعرو گفتم من در وصف ياس و

 

 مياد جلو خيلي رك

ميگه داداشي نزن به سيگار مواد پك

نباشي يه وقت عزيز مثل مرغ

كه بزني به شعراي ياس نوك

 

حقيقت و ميگه بدون پنهون كاري

ميگه تو شعراش از بيكاري

ميخونه از هرچي كه نداري

و ميگه از بيماري،چيزايي كه لازم داري

 

آره ميخونه از همدردي عزيز

دوست نداري وقتي شدي مريض؟

بياد بكنه همدردي با يه مريض؟

كلماتش شعر نيست ميشه گفت هست حديث

 

 

+نوشته شده توسط به ته خط رسیده